مسجد جامع يا كهن فهرج
|
نخستين مسجد ايران پيوند معماري بومي و اسلامي |
|
1- مقدمه شكل گيري تمدن، در بستر زمان يا تاريخ و گستره سرزمين يا جغرايا، متاثر از عوامل گونه گوني است كه به لحاظ زماني، هر قدر به عقب برويم، فهم آنها دشوارتر و بنابراين اضهار نظر قطعي و نهايي مشكل تر خواهد بود. مسجد جامع فهرج، واقع در سي كيلومتري شرق يزد، يكي از نادر نمونه هايي است كه معماري پيش از اسلام ايران را به معماري دوران اسلامي پيوند مي دهد. در نتيجه، مي توان آن را به عنوان اثر كم نظير دوران انتقال محسوب نمود. اهميت موضوع، زماني بيشتر معلوم خواهد شد كه فراموش نكنيم، اثر ياد شده نه تنها به ايران، كه به جهان اسلام نيز تعلق دارد و مي تواند به نوبه خود به سير تحول تاريخي معماري مسجد (1) ۞ در سرزمين هاي اسلامي، روشني و وضوح بيشتري بخشد. فهم عوامل موثر در شكل گيري مدنيت ايراني و كيفيت آميختگي آن با فرهنگ اسلامي كه تاريخ معماري و شهرسازي استان يزد، بخشي از آن را بازتاب مي كند، يك بحث صرفاً تاريخي و مسبوق به گذشته نيست؛ بلكه همزمان، به حال و آينده نيز تعلق دارد. اينگونه مطالعات، به توليد بصيرتي مي انجامد كه مي تواند در تداوم توليد تمدن و تشخيص ميزان و روند تكاملي آن به كار گرفته شود تا «گسست فرهنگي»، در اين ساحت بسيار مهم و حياتي رخ ندهد؛ پديده اي كه دست كم، در قرن حاضر، معماري و شهرسازي ايران به آن مبتلا شده است. فايده اينگونه بررسي ها، دستيابي به شاخص هايي است تا راه روشن توليد تمدن، از بيراهه پيروي از غرب، بازشناخته و متمايز شود و معلوم شود مدنيت معاصر ايران به كجا مي رود؟ (2) ۞ دغدغه اي «مجهول» در برنامه ريزي توسعه در ابعاد ملي و منطقه اي. نگارنده در طي سال ها مسيوليت خود در ميراث فرهنگي استان يزد، مفتخر گرديد تا سهم كوچكي در حفاظت و مرمت مسجد جامع فهرج داشته باشد. او خود را موظف مي داند از كوشش هاي بي دريغ همكاران ارجمند و سابق خود، مرحوم مهندس فتح نظريان، مهندس ايرج طلايي، مهندس رضا علايي و همچنين استادكاران و كارگراني كه در سازمان حفاظت آثار باستاني قديم (3) ۞ با دقت و امانت در صيانت از مسجد جامع فهرج كوشيده اند، سپاسگزاري نموده، ياد و نام آنها را گرامي بدارد. |
|
2- زمينه ۩ «فهرج» نام آبادي كوچكي است در شرق يزد كه به لحاظ قدمت تاريخي واجد ارزش فراوان است. وجود منطقه اي در غرب آبادي به نام «شهداي فهرج» و روايت هاي كه درباره آن نقل مي شود، پيشينه آن را تا صدر اسلام محرز مي كند. مرحوم عنايت الله اميرلو، از اولين باستانشناسان ارجمندي بود كه حفاري هاي پژوهشي در منطقه را آغاز كرد؛ اما افسوس كه با فرا رسيدن مرگ آن عزيز، ناكام و ناتمام ماند. تا آنجا كه نگارنده از توضيحات مرحوم اميرلو در محل به خاطر دارد، تمامي نشانه هاي كشف شده توسط ايشان، به دوران اسلامي تعلق دارد. هرچند آثار معماري موجود در آن محل نيز، همان وضعيت را دارا هستند. رجوع به گزارش ها و احتمالاً يادداشت هاي منتشر نشده ايشان مي تواند در بازشناسي قدمت منطقه نقش مفيد و موثري را ايفا و تا حدود زيادي خط و خطوط فعاليت هاي پژوهشي را در آينده معلوم نمايد. در هر صورت، اهميت فرهنگي و تاريخي منطقه ايجاب مي كند تا معاونت پژوهشي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور، با همكاري دانشگاه يزد، پايگاه تحقيقاتي در منطقه تاسيس و برنامه اي سازمان يافته براي بازيابي هويت تاريخي منطقه تدارك ببيند. از آخرين اسناد مكتوب درباره آبادي فهرج، رساله كارشناسي ارشد معماري آقاي مهندس احمد علوي راد است كه مي تواند اطلاعات نسبتاً جامع و مفيدي را در اختيار علاقه مندان قرار دهد. 3- مروري بر كار هاي انجام شده ۩ خانم مهندس شهين لطفي زاده در مقاله اي تحت عنوان شيوه هاي معماري ايران و در بخش شيوه خراساني (4) ۞ به طور ضمني به معرفي مسجد جامع فهرج مي پردازد. واژگان و ادبيات به كار رفته در آن با واژگان و ادبيات مرحوم استاد پيرنيا قرابت فراواني دارد؛ هرچند كه نقل قول و نامي از ايشان در مقاله مذكور به ميان نيامده است. ضمناً منابع و مآخذ مقاله كامل نيست و دسترسي به آنها را دشوار مي كند. برخي از موارد مطروحه در مقاله ياد شده، بيشتر جنبه فرضيه را دارند كه اثبات آنها مستلزم تحقيقات آتي است. از مهمترين منابع دست اول، اظهار نظر هاي شادروان استاد پيرنيا است كه به صورت نوار هاي صوتي ضبط و در مركز اسناد سازمان ميراث فرهنگي كشور نگهداري مي شوند. در عين حال بخشي از آراء ايشان به صورت مقاله و كتاب نيز منتشر شده است. (5) ۞ 4- قدمت مسجد ۩ هندسه به كار رفته در پوشش طاق هاي آهنگ مسجد جامع فهرج، از نوع بيز (6) ۞ است كه از شاخص هاي معماري پيش از اسلام ايران است كه در دوران اسلامي يعني اوايل قرن اول هجري، با تغييرات جزيي در تيزه آنها تداوم يافته است. اولين نشانه هاي خفيف تيزه دار شدن قوس ها كه در اين مسجد مشهود است، سرآغازي است قابل درنگ در شكل گيري قوس هاي جناغي در قرون بعدي. اين تحول تكاملي از منظر تاريخ مهندسي و معماري در ايران، درخور توجه فراوان است. ابعاد خشت ها و نيز وجود نقشي در اسپر (7) ۞ رو به قبله رواق غربي، كه مشابه آن در تخت جمشيد يافت مي شود، حساسيت تاريخي بنا را بيشتر مي كند. اينكه در محل فعلي مسجد چه بنايي وجود داشته و چه تغييراتي صورت گرفته، در گرو تحقيقات باستان شناسي بعدي است. |
|
5- عناصر متشكله مسجد ۩ 5-1- صحن ۩ صحن كوچكي در ميانه مسجد، اصلي ترين فضايي است كه در تشكيل كليت معماري مسجد نقش موثري را ايفا مي كند. همزمان خود توسط ديگر عناصر پيراموني، كه متعاقباً ذكر آنها خواهد رفت، تعيين مي شود. «صحن» در معماري مسجد به فضايي «خالي» (8) ۞ گفته مي شود كه به كمك فضا هاي «پُر» (9) ۞ تحديد و تعريف مي شود؛ كه تركيب آنها با هم، كل واحدي را به وجود مي آوردند كه عناصر متشكله آن در تعامل با همديگر تشخص مي يابند. سقف صحن، به بياني ديگر، «گنبد آسمان» است كه در آن فرد مومن، توجه و حركت رو به بالاي «استدراج» را مي تواند تجربه نمايد تا موقعيت خود را در نظام هستي، بازشناسد. در عين حال، معماري صحن بنابر نظر آقاي دكتر سيد حسن نصر (10) ۞ يادآور شرح صدري است كه خداوند به رسول گرامي اش محمد مصطفي (ص) عنايت فرمود. اين فضاي مذكور، از مسجد بسيار ساده حضرت پيامبر (ص) در مدينه الگو مي گيرد كه طراحي و ساخت اغلب مساجد در سرزمين اسلامي تداوم و تكامل يافته آن است. (11) ۞ 5-2- فرش انداز ۩ مسجد جامع فهرج از پنج «فرش انداز» (12) ۞ در راستاي محوريت قبله تشكيل شده است؛ كه فرش انداز مياني به طرز محسوسي از فرش انداز هاي جانبي وسيع تر است. (13) ۞ همه فرش انداز ها در جنوب، توسط «ديوار قبله» كه محراب در آن جاي دارد تحديد مي شوند. سه فرش انداز مياني در تداوم حركت به سوي شمال، توسط صحن متوقف مي شوند، در حالي كه دو فرش انداز غربي و شرقي، تا شمالي ترين حد مسجد تداوم يافته، در ملاقات با صحن، رواقي را توليد مي كنند كه صحن به كمك آن دو در غرب و شرق، محدود و محصور مي شود (شكل پلان مسجد جامع فهرج). شيوه اجراي طاق فرش انداز ها، آهنگ يا گهواره اي است كه با خشت به صورت «پَر» اجرا شده است كه بعداً در اين باره توضيح بيشتري داده خواهد شد. 5-3- ديوار قبله ۩ در معماري مسجد، «ديوار قبله» به ديواري گفته مي شود كه عمود بر محور قبله است و ضلع جنوبي مسجد را تشكيل مي دهد. در اين ديوار، تنها محراب قرار دارد و از دادن دسترسي، ايجاد درگاه، نصب در يا پنجره، آگاهانه پرهيز شده است تا تمركز حواس نمازگزاران به نحو مطلوب تامين شود. به نظر نگارنده چنين روشي، يكي از اصول معماري مساجد است. لازم به يادآوري است تنها دري كه در ديوار قبله مسجد جامع فهرج وجود دارد، جزء معماري اصيل و اوليه مسجد نمي باشد و به قرار معلوم در دوران قاجار به آن اضافه شده است. اين درگاه، دسترسي به شبستان نيمه سازي را تامين مي كند كه به همان دوره تعلق دارد و در جنوب ديوار قبله احداث شده است. |
|
5-4- صفه ها ۩ چهار صفه كوچك رو به قبله، حد شمالي صحن را تعريف مي كنند. در عين حال خود به كمك صحن تعين و تشخص مي يابند. كاربرد صفه ها براي نماز هاي انفرادي در بعدازظهر هاي زمستان است كه با تايش مستقيم خورشيد، گرم و مطبوع مي شوند. شيوه پوشش طاق صفه ها به لحاظ فني درخور توجه فراوان است؛ چراكه ابداع يكي از فنون مهندسي طاق و گنبد را در زمانه خود به نمايش مي گذارد. نحوه اجراي طاق صفه ها، علي الاصول، متفاوت از طاق فرش انداز ها و رواق هاي جانبي است. هرچند كه در نماي چهار طرف صحن، در نگاهي كلي، همانند به نظر مي رسند. فن به كار رفته در آنها به نحوي با اطاق فيلپوش خويشاوند است؛ هرچند نمي توان آن را فيلپوش به حساب آورد. اهميت موضوع به شيوه گوشه سازي صفه ها مربوط مي شود كه به طرز محسوسي با فن ساختمان و معماري گنبد در پيش از اسلام ايران قرابت دارد. به بياني ديگر، چنانچه دو صفه را روبروي هم قرار دهيم، مي توان تا حدود زيادي كيفيت تشكيل معماري گنبد را تصور نمود. (14) ۞ جالب توجه است كه در چند قدمي جنوب مسجد جامع فهرج، مسجدي ديگر وجود دارد كه عليرغم آسيب فراوان، به لحاظ گوشه سازي قابل توجه است. اين مسجد به «مسجد علاقوندي» (15) ۞ معروف است و احتمالاً به قرن ششم يا هفتم هجري تعلق دارد. بناي ياد شده بر اساس نظر آقاي محمد رضا قرايي زاده (16) ۞ با مسجد كهن مهر آباد، مسجد جامع هك، مقبره پير حمزه سبزپوش كه هر سه در ابرقو واقع اند، قابل مقايسه اند. (17) ۞ همه بنا هاي ياد شده به انضمام بناي قبه دوازده امام (18) ۞ و ديگر بنا هاي مشابه، نظير مسجد جامع عقدا كه همگي به قرون بعدي تعلق دارند به خاطر نوع گوشه سازي به طور ضمني و به نوبه خود، كيفيت تداوم و تكامل معماري گنبد را در ايران روايت مي كنند. |
|
عكاس: مرحوم عبالجبار قرايي 5-5- منار، مأذنه ۩ مسجد جامع فهرج، تك مناره است كه اين منار به عنوان نشانه آبادي نيز از دور نمايان است. اين عنصر معماري و نيز گرمخانه كوچك مجاور آن كه تماماً از خشت بنا شده اند به دليل كاهش ابعاد خشت ها در مقايسه با مسجد اوليه، جزء عناصر الحاقي به مسجد محسوب مي شوند كه احتمالاً در قرن چهارم و پنجم به بنا اضافه شده اند. 5-6- ورودي ۩ تنها ورودي فعلي مسجد، از گوشه بنا تامين مي شود كه در مورد اصالت آن مي توان ترديد نمود. پژوهش هاي آتي ميداني مي تواند موضوع را روشن نمايد. در شرايط فعلي، راهرويي بدون سقف، كوچه و ساباط مجاور مسجد را مستقيماً به اولين فرش انداز و رواق غربي ربط مي دهد. 5-7- در و پنجره ۩ مسجد جامع فهرج، به قرار معلوم، اصالتاً فاقد در و پنجره بوده است. تنها، نقش دو در به رنگ اخرايي به صورت فرورفته، بر ديوار شرقي مسجد باقي است كه ممكن است بياني رمزي داشته باشد. كليه در هاي چوبي مسجد كه از چوب چنار ساخته شده اند، ساخته كارگاه نجاري ميراث فرهنگي است كه در دهه هاي اخير در جريان مرمت به بنا اضافه شده است. |
|
عكاس: Henri Stierlin 5-8- تزيينات ۩ معماري مسجد جامع فهرج، اساساً معماري بسيار ساده و بي تكلفي است و تزيينات آن متاثر از اولين مسجدي كه در مدينه ساخته شد كم يا بيش در مساجد صدر اسلام نيز ديده مي شود. در ديوار قبله، قاب بندي مختصري وجود دارد كه جهت قبله را مشخص مي كند. بعد ها در موضع ياد شده با ايجاد فرورفتگي بيشتر، محل مذكور به محراب تبديل شده است. وجود دو در تزييني در ديوار شرقي بنا نيز از تزيينات شاخص اثر مي باشد كه در بالا به آن اشاره شد. ستون هاي مسجد جامع فهرج، از آنجا كه با خشت ساخته شده اند، قطور و حجيم به نظر مي رسند. گوشه اغلب آنها به طرز هنرمندانه اي گرد شده تا به لحاظ بصري، تناسب ستون تعديل شود. هرچند كه چنين كاري به لحاظ كاربري نيز دلايل خود را دارند. فرورفتگي هايي تزييني در قسمت فوقاني ستون هاي مشرف به حياط وجود دارند كه ظاهراً آنها نيز جنبه بصري داشته، در تعديل تناسبات نماي داخلي مسجد موثر است. همين گونه تزيينات در معماري مسجد ابن طولون قاهره (19) ۞ نيز به چشم مي خورد كه احتمالاً پيوندي فرهنگي را در دو سرزمين اسلامي علامت مي دهد. مسجد عظيم ابن طولون، يكي از شاهكار هاي معماري اسلامي است كه به دوران فاطميان مصر تعلق دارد. در اين مسجد فرورفتگي هاي پيش گفته، گذشته از منطق بصري، منطق ساختماني نيز يافته اند. بررسي تطبيقي اين دو مسجد عليرغم تفاوت در ابعاد و اندازه و بُعد زماني و مكاني اي كه با هم دارند، مي تواند نكات تازه اي را آشكار و اهميت مسجد جامع فهرج را در پهنه سرزمين هاي اسلامي بيشتر نمايد. 6- روش ساخت ۩ ساختمان مسجد جامع فهرج تماماً از خشت و گل است كه به لحاظ ساختماني نيز جزء نوادر معماري گلين (20) ۞ محسوب مي شود. پوسته نازكي از گچ، قسمت هايي از معماري داخلي مسجد را پوشانيده است؛ هرچند كه به لحاظ حمله موريانه و آسيب هاي وارده از سوي انسان، آسيب فراوان ديده است. در جريان مرمت، با دقت فراوان كوشيده شد تا از اصالت آن صيانت شود و سنديت معماري داخلي مسجد مخدوش نشود. هرگونه اقدام ناشيانه و غير علمي در مرمت اين بخش از اثر مي تواند لطمات جبران ناپذيري را به اين سند كم نظير معماري ايران و اسلام وارد سازد. در بخش هاي محدودي از بنا آجر به كار رفته است. آجر هاي هره كه فضاي مسقف را به ارتفاع يك پله از صحن متمايز مي كنند از آن جمله است. شرفي ها نيز آجري اند. هرچند كه وجه غالب آنها در جريان مرمت به بنا اضافه شده اند اما وجود برخي آجر هاي قديمي در مواضع ياد شده، كاربرد آجر را به صورت محدود در بنا علامت مي دهند. به هنگام مرمت راهروي ورودي مسجد، دو عدد آجر بزرگ به قطع تقريبي 70 × 70 سانتي متر از زير خاك كشف گرديد. يكي از آنها به صورت پكوفته بر ديوار قبله نصب گرديد و ديگري به موزه ميراث فرهنگي انتقال يافت. كف فرش انداز ها، رواق ها و صفه ها به احتمال زياد «لويي» يا «لويينه» (21) ۞ بوده است. |
|
7- نحوه اتصال صفوف ۩ همان طور كه پيشتر اشاره شد، طاق فرش انداز هاي مسجد جامع فهرج از نوع آهنگ يا گهواره اي است كه به صورت «پَر» (22) ۞ اجرا شده است. به لحاظ فني، مروري بر كيفيت توليد اينگونه طاق ها، از آن جهت كه گوشه اي از تاريخ معماري و مهندسي ايران را بازتاب مي كند خالي از فايده نيست. مي دانيم طاق آهنگ يا گهواره اي از كمان يا رج ها متحد الشكل و متحد المحور تشكيل مي شود كه در محور تراز، تكرار مي شوند. در اين مسجد محور تراز، همان محور قبله است و هندسه كمان، قوس (23) ۞. لزوماً پاكار اين كمان ها در صفحه تراز قرار دارد كه علي الاصول، توسط دو جرز موازي هم قابل تامين است. اين شيوه توليد فضاي معماري كه حكمت آن به آگاهي و وقوف معمار به «محدوديت» گِل و به تبع آن خشت باز مي گردد در واقع چاره اي است تا به كمك هندسه انواع قوس ها به «امكان» تبدل يابد. (24) ۞ در عين حال، طاق آهنگ نمي تواند در جهت عمود بر محور قبله، در معماري مسجد به خدمت گرفته شود؛ چراكه فضاي مسجد را با محدوديت تعداد «صف»، مواجه خواهد ساخت. از طرفي استفاده از آن، همسو و منطبق با محور قبله نيز خالي از اشكال نيست؛ چراكه اتصال صفوف نماز رادر فرش انداز هاي متعدد با مشكل روبرو مي سازد و به نحوي تشكيل نماز جماعت را تحديد مي كند. فراموش نكنيم در مناطق كويري مصالح ديگري چون چوب، كمياب است و نمي توان با اينگونه مصالح، مساله را حل نمود. در مسجد جامع فهرج شاهديم كه معمار آن با هوشمندي تمام، بخش هايي از جرز هاي باربر طاق آهنگ را به لحاظ نظري حذف نموده تا حدي كه جرز به ستون تبديل شود. حاصل اين كوشش، كه از فهم صحيح مساله نشأت مي گيرد، برقراري ارتباط ميان فرش انداز ها و در نتيجه امكان اتصال صفوف به عنوان شرط اصلي صحت نماز جماعت، در كليت شبستان مسجد است. |
|
|
|
تبديل جرز به ستون، ناگزير با ابداع تويزه همراه است تا بار سقف يا آهنگ به روشي صحيح و كاملاً فني از تيزه تويزه و شانه هاي آن به ستون ها و در نهايت به زمين منتقل شود. چنين روشي، مساله حياتي ايستايي بنا را ضمن پاسخگويي به عملكرد مسجد كه نماز جماعت است، كاملاً حل نموده است. گذشت نزديك به پانزده قرن از عمر مسجد، صحت راه حل فني مساله را اثبات مي كند. از اينگونه شواهد است كه نبوغ، آگاهي، شعور و توانمندي نظري و عملي معماران سنتي تا حدودي كه در بضاعت ماست، آشكار مي شود. چنين راه حلي البته داراي گرفتاري هايي نيز هست. افزايش بلندي پاكار سقف آهنگ، از آن جمله است. هرچند كه در تابستان گرم و توانفرساي منطقه كويري، امري مطلوب است. افزايش بلندي ياد شده به دلايل زير اجتناب ناپذير است: 1- الزام در رعايت حداقل ارتفاع پاكار تويزه متناسب با قامت نمازگزار به منظور تامين امكان اتصال صفوف. تبديل جرز به ستون، يكي از شگرد هاي معماران سنتي، در توليد فضاي مسجد است كه نمونه هاي ديگري از آن را در يزد به شرح زير مي توان ملاحظه نمود: ◊ بقاياي ساختمان مسجد اوليه مسجد جامع يزد واقع در ضلع شمالي سردر اصلي. |
|
|
|
يكي دو قرن به جلو مي آييم .... |
|
روند تكامل اينگونه معماري در مسجد تاريخانه دامغان (25) ۞ به خوبي هويدا است. هرچند كه به جاي خشت از آجر و به جاي ستون هاي مربع حجيم از ستون هاي مدور آجري استفاده شده است اما تجربه توليد فضا در مسجد جامع فهرج، به صورت نغزتر، در تاريخانه دامغان تداوم يافته است. گويا همان معمار فهرجي است كه قرن بعد، در دامغان مسجد مي سازد. تصحيح و تكميل اين روند كه با شكل گيري قوس هاي جناغي همراه است در مسجد جامع نايين (26) ۞ نيز ادامه مي يابد .... تداوم و تكامل اينگونه توليد فضا، در نهايت به شبستان هاي چهل ستوني مي انجامد كه يكي از فراگيرترين شيوه هاي توليد فضا در معماري مساجد است (27) ۞ كه در نوشتار حاضر مجال پرداختن به حكمت تشكيل آن وجود ندارد. در اين منظومه هاي معماري، ستون ها در يك نظام مشبك يا شبكه اي مكان يابي و تنظيم مي شوند؛ در حاليكه تويزه ها در دو جهت قبله و عمود بر محور قبله، بر بالاي هر ستون، همديگر را ملاقات كرده و در نهايت چشمه هايي را به وجود مي آورند كه با انواع طاق هاي مدور، به صورت «طاق و چشمه» پوشيده مي شوند. بهترين شاهد، مسجد جامع اصفهان است كه مجموعه بي نظيري از انواع طاق هاي آجري را در خود ذخيره ساخته است. |
|
نقشه برداران: غلامرضا حسين زاده، علي بنا هنزايي؛ زير نظر: مهندس طلايي؛ ماخذ: مركز اسناد ميراث فرهنگي استان يزد |
|
اجمالاً مي توان اشاره كرد كه چنين الگويي، متاثر از معماري مسجد پيامبر اكرم (ص) در مدينه است كه در زمان آن حضرت، با استفاده از ستون هايي از تنه درخت خرما و به كمك ياران آن حضرت بر پا شده بود و توانست با تفاوت هايي در شكل ساخت، مبناي توليد فضاي مسجد، در گستره سرزمين اسلامي شود. اين الگو در تعبير جعلي و موذيانه فرنگي ها سبك عربي (28) ۞ ناميده شده تا به جاي انتساب به مذهب، به قوميت خاصي نسبت داده شود. (29) ۞ انتساب تجارب معماري مسجد به قوميت هاي خاص، هرچند نبوغ آنها در فهم منظور معماري و چگونگي تحقق آن در عالم واقع را آشكار مي كند، در عين حال نبايد مانع آن شود كه تفكر واحد و روح توحيدي كه بر جريان شكل گيري اكثريت آنها حاكم است مغفول و ناشناخته بماند. |
|
8- آنچه مي توان نتيجه گرفت ۩ ◊ مسجد جامع فهرج، هرچند كه در آبادي كوچكي در گوشه كوير واقع است ولي نه فقط به ايران كه به جهان اسلام نيز تعلق دارد. اين اثر منحصر به فرد، نزديك به پانزده قرن دوام و استواري را تجربه مي كند. ◊ ارزش و اعتبار مسجد مذكور، به صيانت از آن به همان شكل اوليه بستگي دارد. هرگونه مرمت آن بايد توسط كارشناساني خبره و ذيصلاح صورت گيرد و از هرگونه مداخله ناشيانه و غير علمي در اثر، جداً پرهيز شود. ◊ فهم تاريخ تحول معماري ايران، بدون فهم تاثير فرهنگ اسلامي بر معماري ايران ممكن نيست. در عين حال شناخت معماري اسلامي در سطح جهان، بدون شناخت معماري ايران، كامل نمي شود. نبوغ ايرانيان در فهم ارزش هاي ديني و برگرفته از مكتب اسلام و ترجمه آنها به زبان معماري و شهرسازي، در واقع جلوه هاي بارزي از توليد تمدن است كه در فرهنگ ايراني و جهان بيني اسلامي ريشه دارد. ◊ مسجد جامع فهرج از نادر نمونه هايي است كه مي تواند به عنوان حلقه اي واسط، معماري پيش از اسلام را به دوران اسلامي ربط دهد و به سهم خود كيفيت تحولات دوران انتقال را بازتاب نمايد. بازشناسي ارزش هاي مستتر در اين بناي خاص و در بستر تاريخي - جغرافيايي منطقه، مستلزم تاسيس پايگاهي پژوهشي است تا به صورتي نظام مند، با امكانات كافي، مجهولات فراوان پيش رو را بدون عجله، با تعمق و ژرف انديشي لازم معلوم نمايد. ◊ تجربه توليد تمدن در ايران، در زمانه بسيار حساسي كه قرار داريم و غرب با نحوه تفكر، ارزش ها و روش هاي خود از هر سو ما را محاصره كرده است، گرانبهاترين تجربه اي است كه مي تواند در صورت بهره برداري شايسته، مانع انقطاع فرهنگي شود. ◊ اينكه مدنيت معاصر ايران تا چه حد در تداوم مدنيت ديرپاي ايراني اسلامي است، مي تواند تا دير نشده مورد ترديد قرار گيرد. تنها خبرگاني بصير كه به چند و چون شكل گيري تمدن واقفند مي توانند در اين باره اظهار نظر نمايند. آيا به راستي مدنيت امروز ايران، در تداوم مدنيت ديروز است؟ به ياد بياوريم كه "اگر ارزش هاي معماري گذشته سرزمينمان را ناديده بگيريم، ناچار خواهيم بود تا ابد به تقليد از الگو هاي معماري غربي بپردازيم و نسل جوان گمان خواهد برد كه هيچ تفكر و تكنيك و سنت معماري غير از آنچه كه در غرب به آن دسترسي دارد، وجود نداشته است." (30) ۞ |
مسجد فهرج - كهنسالترين مسجد
اينجا فهرج يزد است. روستايي كه مسجد 1400 ساله فهرج را در خود جاي داده است.
مسجد جامع یا کهن فهرج، مربوط به قرن اول هجری، در فهرج یزد.
مقدمه
شکل گیری تمدن، در بستر زمان یا تاریخ و گستره سرزمین یا جغرایا، متاثر از عوامل گونه گونی است که به لحاظ زمانی، هر قدر به عقب برویم، فهم آنها دشوارتر و بنابراین اضهار نظر قطعی و نهایی مشکل تر خواهد بود.
مسجد جامع فهرج، واقع در سی کیلومتری شرق یزد، یکی از نادر نمونه هایی است که معماری پیش از اسلام ایران را به معماری دوران اسلامی پیوند می دهد. در نتیجه، می توان آن را به عنوان اثر کم نظیر دوران انتقال محسوب نمود.
اهمیت موضوع، زمانی بیشتر معلوم خواهد شد که فراموش نکنیم، اثر یاد شده نه تنها به ایران، که به جهان اسلام نیز تعلق دارد و می تواند به نوبه خود به سیر تحول تاریخی معماری مسجد در سرزمین های اسلامی، روشنی و وضوح بیشتری بخشد.
فهم عوامل موثر در شکل گیری مدنیت ایرانی و کیفیت آمیختگی آن با فرهنگ اسلامی که تاریخ معماری و شهرسازی استان یزد، بخشی از آن را بازتاب می کند، یک بحث صرفاً تاریخی و مسبوق به گذشته نیست؛ بلکه همزمان، به حال و آینده نیز تعلق دارد. اینگونه مطالعات، به تولید بصیرتی می انجامد که می تواند در تداوم تولید تمدن و تشخیص میزان و روند تکاملی آن به کار گرفته شود تا «گسست فرهنگی»، در این ساحت بسیار مهم و حیاتی رخ ندهد؛ پدیده ای که دست کم، در قرن حاضر، معماری و شهرسازی ایران به آن مبتلا شده است.
فایده اینگونه بررسی ها، دستیابی به شاخص هایی است تا راه روشن تولید تمدن، از بیراهه پیروی از غرب، بازشناخته و متمایز شود و معلوم شود مدنیت معاصر ایران به کجا می رود؟ دغدغه ای «مجهول» در برنامه ریزی توسعه در ابعاد ملی و منطقه ای.
نگارنده در طی سال ها مسیولیت خود در میراث فرهنگی استان یزد، مفتخر گردید تا سهم کوچکی در حفاظت و مرمت مسجد جامع فهرج داشته باشد. او خود را موظف می داند از کوشش های بی دریغ همکاران ارجمند و سابق خود، مرحوم مهندس فتح نظریان، مهندس ایرج طلایی، مهندس رضا علایی و همچنین استادکاران و کارگرانی که در سازمان حفاظت آثار باستانی قدیم با دقت و امانت در صیانت از مسجد جامع فهرج کوشیده اند، سپاسگزاری نموده، یاد و نام آنها را گرامی بدارد.
معماری مسجد (عمده ترین و مهمترین بنا در معماری)
نقش حیـاتی ایران در شکلگیری معماری اسلامی ایـن تأسف را دو چندان می سازد که چرا آنقدر تعداد بناهـای برجـا مانـده از نخستین قرون طلوع اسلام کم است؛ در حالی که می دانیم عناصر و مشخصه های معماری ایران پیش از اسلام در ابنیهٔ امویان ، و بعداً در معماری آغاز خلافت عباسی، به وفور وجود دارد. در واقع نخستین بقایای قابل ذکر از ابنیهٔ اسلامی ایران متعلق به اوایل سدهٔ پنجم هجری قمری (سدهٔ یازدهم میلادی) است، که درآن زمان انتقال از صورتها و عناصر معماری ساسانی به اسلامی تقریباً به مرحلهٔ نهایی خود رسیده بود.
نه تنها کمبود این آثار ، بلکه همچنین نحوهٔ توزیع آنها در نواحی مختلف کشور مشکلاتی در کار بررسی و تاریخگذاری معماری ایران در پنج سدهٔ آغازین رواج اسلام به میان می آورد. نخست اینکه هر یک از آن معدود بناها طبیعتاً در حال حاضر اهمیتی می یابند که از اعتبار اصلی شان در میان قراین گوناگون همزمان خود به مراتب بیشتر است . اکنون مشاهده می کنیم که این زمره ساختمانها عموماً در شهرکها یا روستاهایی کنار افتاده از جاده های عمده دوام آورده اند، همچون: دامغان، سه ده ، فهرج، نایین، نیریز ؛ به طوری که می توان گفت مصونیت شان مدیون دورافتادگی شان از مراکز شهری بوده است. این بناهای شهرستانی کم اعتبار راهی به سوی شناخت شکوهمندیهای از میان رفتهٔ معماری در شهرهای مرکزی آن زمان را ، بدان وصفی که در منابع ادب فارسی آمده است ، بر ما نمی گشایند .
حدود بیست بنا که تاریخ هجریشان پیش از ۳۹۰ هـ . ق / ۱۰۰۰ ب م تعیین شده در نقاطی پراکنده از سرزمین ایران به شناسایی در آمده اند ، گر چه بافت اصلی شان غالباً در زیر تعمیرات مکرر بعدی مدفون گردیده است .
تقریباً عموم آنها بنای مسجد بوده اند ، که خود نمایانگر اولویت نوع معماری در آن دوران است . چنانکه پیداست در آن سدهٔ چهارم هـ . ق مسجدسازی کاملاً متداول و متحول بوده ، زیرا آنچه باقی مانده حاکی از رواج بسیاری گونه های مختلف از مسجد است ؛ گرچه دورهٔ تحـول یابی سـدهٔ اول اسـلامی به طور قطع و تمام عرضه نگردیده است .
در کنـار مساجد چهلستونی (مسجدی که شبستانی با هر تعداد ستون دارد) که همچنین در عرف مسجد عربی خوانده شده ، مانند مساجد قدیمی شهرهای دامغان ، نیریز ، سیراف (جنوب فارس) ، استخر ، شوش ، یزد و شوشتر ، مساجد کوچکتری متشکل از یک گنبد خانه ( و شاید هم ملحقاتی جزئی که اکنون معدوم شده اند) در قروه ، یزد خواست (یا ایزد خواست ، در فارس) ، وابرقو ، و مسجد شهر بیرون (در خوارزم) نیز ساخته می شده اند ؛ همچنانکه باز نوع دیگری از مسجد مشتمل بر یک فضای سراسری مسقف با طاقبندی گهواره ای متقاطع (هزاره و بلخ ، از شهرهای افغانستان) برپا می گردیده اند .
نیریز و بامیان و نیشابور (تپه مدرسه) نیز نمونه هایی از کاربست ایوان و صحن پیشین آن را در احداث مسجد عرضه می دارند . برخی از این زمره مساجد سزاوار
آنند که مورد بررسی دقیق تری قرار گیرند . چنانکه خواهیم دید رایج ترین شیوهٔ مسجدسازی در دورهٔ مورد بحث انشعابی بوده است از مسجد چهلستونی (عربی) . به هر صورت ابتکارات به عمل آمده در این الگوی آغازین طی سده های بعدی مطالب بسیار به ما خواهد آموخت .
● نخستین گفتنی اینکه :
هیچ یک از نمونه های ایرانی نمی تواند به اعتبار بزرگی حجم و وسعت و اندازه با معیارهای مستقر مساجد چهلستونی در عربستان و میانرودان طرف مقایسه قرار گیرند ـ شاید بدین سبب که مساجد عربی در شهرهای بزرگ برپا می شده اند ، و در ایران در شهرکها و روستاها . البته در شهرهای عمدهٔ ایران نیز مساجد چهلستونی بنا می گردیده که یا به کلی از میان رفته اند ، مانند مسجد مطرز نیشابور ؛ و یا به طور غیر قابل بازشناسی تغییر ماهیت یافته اند ، همچون مسجد جامع عتیق (مسجـد جمعه) شیراز ـ باقی مانـده از سدهٔ سـوم هـ . ق . مسجـد جامـع عتیـق اصفهـان (مسجد جمعه ، یا فقط ، جامع عتیق اصفهان) بهترین نمونهٔ برپا مانده از سدهٔ پنجم هجری است .
● دوم اینکه :
عناصر و اعضاء ، یا مشخصه های ، معماری ساسانی در طرح افکنی و به ثمررسانی مساجد تأثیر خود را به نحوی نمایان می ساخته است . در بنای تاریخانهٔ دامغان [به خطا تاریکخانه نیز خوانده شده است . م . ] و جامع یزد و جامع اصفهان ، دهانهٔ (فاصلهٔ میان دو ردیف ستون) مرکزی که مقابل با محراب و مسیر رو به قبلهٔ آن قرار می گرفت فراختر از دیگر دهانه ها بود ، و سر در ورودی مسجد نیز با همان مقیاس و مقابل با آن ساخته می شد ، در حالی که قاب مستطیل بلندی با بدنهٔ بنایی و سطوح مزین به انواع کاشیکاری بر سه سمت بالایی آن بسته می شد . این عنصر با عظمت و ابهت انگیز که سر در ورودی مسجد را مکمل می سازد و نیز بر بالای ایوانهای جانبی صحن و ایوان پیش شبستانی تکرار می گردد پیشطاق نام دارد ، که ارتفاع بام مسطح رواق دو جانبش ، فقط به کمرگاه آن می رسد . اگر رواق جانبی پیشطاق دو طبقه باشد به همان نسبت بلندای مستطیل پیشطاق بیشتر می شود (مسجد شاه اصفهان) . اما باید گفت که این عضو ساختمانی چیزی نمی بوده است جز همان ایوان ساسانی واقع بر محور ورودیه ای تشریفاتی تا تالار بارعام کاخ مقابلش .
در بیشتر مساجد (دامغان ، نایین ، فهرج و سمنان) برتری متداول طاقبندی گهواره ای بر بامسازی تخت مشهود است ، که نشانهٔ دیگری است از میراث مهم ساسانی ، یعنی : خطوط قوسی طاقهای گهواره ای و گنبدهای کوچک (قپه ها) . نفوذ ساسانی در مجموعه عناصر کم اهمیت تر معماری نیز به همان اندازه آشکار است ؛ مقصود عناصری است چون : کنگره های بام و بارو ، سکنجهای مخروطی ، خشتهای بزرگ آجر ، هلالهای بیضوی ، و جرزهای مدور .
● سوم اینکه :
همین مساجد چهلستونی ـ جدا از انواع مساجد بعدی ـ با برخی انحرافات از نقشهٔ بنیادین ساخته شده اند . بعضی شکل مستطیل باریکی را حفظ کرده اند ، با سه ردیف رواق یک طبقه ای در سه جانب صحن و بامی تخت که بخصوص موجب متمرکز ساختن توجه هر چه بیشتر زایران به جانب شبستان محراب می شود (دامغان ، بیشاپور ، ساوه) . به خلاف آنچه گفته شد مسجد نایین با تأکید بر افقیها طرح افکنی شده ؛ و مسجد فهرج به شکل مربع کامل با دو فضای سر پوشیده و تو نشسته در شبستان محراب تعبیه گردیده است.
مسجد جامع شوشتر منحصراً دارای شبستانی چهلستونی است بدون صحن، و محتملاً دو مسجد شوش و سمنان نیز از همان زمره بوده اند . اگر این مساجد چهلستـونی دارای منـاره ای باشند ، سـه وضـع به وجـود می آید : مناره ادغام شده در ساختـار است (نایین) ، یا متصل به بدنهٔ بیرونی (شوش ، فهرج) و یا به طور مجزا در محوطهٔ مسجد (دامغان) . گاه بدنهٔ بیرونی مسجد با پشتبندهائی تعبیه شده در فواصل مساوی تقویت یافته اند (شوش) . انواعی بسیار کوچـک از مسجدهای چهلستـونی نیز در انـدک زمـان نمونهٔ شـاخص برخی از شهـرهـا قرار گرفتند (دشت ده ـ دهستانی از سیرجان ـ فیروزآباد ، سیراف ، نیشابور) . شماری از این مساجد اولیه افشاگر برداشتی ناقص از نقشه ریزی محوری می گردند ، و مصداق آن احداث ورودی اصلی مسجد به طرزی ناشیانه و با اندک انحرافی به چپ یا راست مسیر محراب است.
ظاهراً معماران ایرانی به کندی توانستند ضوابط محورآرایی را ، که در معماری ساسانی دارای چنان اهمیت اساسی بود ، در مسجدسازی به کار بندند . تنها در شرایط تکامل یافتهٔ نقشه ریزی و ابنیه سازی عصر سلجوقی بود که محور آرایی درست ـ از سر در ورودی تا محراب در مسیر رو به قبله ـ احیا شد و پیشرفت یافت . اینک گونه ای نامعمول از مسجد مستور [محصور در چهار دیواری محیطش با دید سر در ورودی و گنبدش از بیرون ، مانند مسجدشاه اصفهان] و چند گنبدی را ـ که در سراسر عالم اسلامی اندک شماری بیش به وجود نیامدند ـ با دو نمونهٔ عمده اش که در نواحی شمال شرقی ایران تا آسیای میانه برجا مانده اند به شناسایی در می آوریم : مسجد حاجی پیاده در بلخ (محتملاً متعلق به اوایل سدهٔ سوم هـ ق) با ۹ گنبد کوچک ؛ و مسجد دگران در هزاره (شمال افغانستان) که منسوب به اوایل سدهٔ پنجم هـ ق / یازدهم ب م شناخته شده است .
این دو مسجد بازتابی هستند از خانه های اعیانی پیش اسلامی زیرا نقشهٔ کف شان از شبکهٔ اتاقها تشکیل یافته ، لیکن فضای بالایی بنا به بخشهای کوچک تقسیم نیافته و اولویت به گستردگی یکدست داده شده است . شگفت انگیزترین ویژگی مسجد بلخ وفور تزیینات ملاط گچی آن است که با وفاداری تمام از دو شیوهٔ عمدهٔ گچبری معمول در معماری عباسی میانرودان تقلید کرده است . مصالح ساختمانی در این مساجد آغازین به انواع بسیار بوده است . خشت خام به وفور در همه جا به کار رفته (دامغان ، ساوه ، فهرج) ؛ در دو مسجد شوشتر و استخر از سنگ قواره ، و در مسجد ایزد خواست از لاشه سنگ استفاده شده است . لیکن رایجترین مادهٔ ساختمانی از همان زمان آجر بود ، با مرغوبیت جنس و کاربردی غالباً بهتر از دورهٔ ساسانی . نکتهٔ شایان توجه اینکه وجود فراگیر همین کار ماده در شکل گیری آنچه که از سدهٔ چهارم هـ ق به بعد عنوان معماری اسلامی ایران یافته ، عاملی اساسی بوده است .
کمبود کاوشگریهای علمی در همه حال تاریخگذاری بر بناهای فاقد تزیینات یا کتیبه های تاریخی را دچار مشکلات ساخته ، و این مسئله را بی جواب گذارده که آیا ابنیهٔ اسلامی اکثراً روی ویرانه های ساختمانهای پیشین برپا می گردیده اند ؟ منابع ادبـی تصریح می کننـد کـه مسلمانان به واقع چهار طاقی ها یا آتشکده های زرتشت ـ و معابد بودایی را به مساجد خود تبدیل کردند ، همان گونه که در متصرفات مسیحی شان مصالح و محلهای کلیساها ، در هندوستان نیایشگاههای جِینی ، و در آسیای میانه زیارتگاههای بودایی را برای برپا سازی مساجد خویش مورد بهره وری قرار دادند . ظاهراً تنها بعضی نمونه های کوچک از چنین چهارطاقیهای تبدیل شکل یافته باقی مانده اند ؛ نیز در این مسئله تردید هست که شبستانهای گنبددار سلجوقی از پاره ای جهات شبیه آتشکده های بزرگ ساسانی نبوده باشند . مسجد جامع سیراف بر ویرانه های یک دژ ساسانی بنا شده بود ، و باز مسجد جامع عتیق اصفهان و مسجد جامع اردبیل روی سازه هایی از دورهٔ ساسانی که هنوز هویتشان معلوم نگردیده احداث شده بوده اند .
از آنچه گذشت در می یابیم که برای فراهم آورن تصویری روشن از نخستین معماریهای اسلامی در ایران مدارک موجود به هیچ وجه کافی نیست . تقسیم بندی انواع مساجد به چهلستونی ، ایوانی ، و گنبددار تنها شامل اکثریت مساجد عمده می گردد ، نه همهٔ آنها ؛ و به هر صورت موضوع بررسی زیر نظرمان را در حدی ناقص بیان می کند ، به طوری که شناخت آن سه نوع اصلی در مراحل ابتداییش نیز در ابهام می ماند . از حدود سنهٔ ۳۰۰ ق م / ۹۱۰ ب م به این طرف تنها دو ساختمان با اعتبار واقعی بر جای مانده اند : یکی تاریخانهٔ دامغان ؛ و دیگری مسجد حاجی پیاده در بلخ . اما در سدهٔ چهارم هجری قمری ایران مرکزی و سرزمینهای ماوراءالنهر شماری ابنیهٔ ممتاز به عرصه رساندند که از جهات ساختاری ، و هم زینتکاری ، منادیان معماری سلجوقی بوده اند.
عناصر متشکله مسجدنمایی از شبستان و صحن مسجد کهن یا جامع فهرج صحنصحن کوچکی در میانه مسجد، اصلی ترین فضایی است که در تشکیل کلیت معماری مسجد نقش موثری را ایفا می کند. همزمان خود توسط دیگر عناصر پیرامونی، که متعاقباً ذکر آنها خواهد رفت، تعیین می شود. «صحن» در معماری مسجد به فضایی «خالی» گفته می شود که به کمک فضا های «پُر» تحدید و تعریف می شود؛ که ترکیب آنها با هم، کل واحدی را به وجود می آوردند که عناصر متشکله آن در تعامل با همدیگر تشخص می یابند. سقف صحن، به بیانی دیگر، «گنبد آسمان» است که در آن فرد مومن، توجه و حرکت رو به بالای «استدراج» را می تواند تجربه نماید تا موقعیت خود را در نظام هستی، بازشناسد. در عین حال، معماری صحن بنابر نظر آقای دکتر سید حسن نصر یادآور شرح صدری است که خداوند به رسول گرامی اش محمد مصطفی (ص) عنایت فرمود. این فضای مذکور، از مسجد بسیار ساده حضرت پیامبر (ص) در مدینه الگو می گیرد که طراحی و ساخت اغلب مساجد در سرزمین اسلامی تداوم و تکامل یافته آن است. فرش اندازمسجد جامع فهرج از پنج «فرش انداز» در راستای محوریت قبله تشکیل شده است؛ که فرش انداز میانی به طرز محسوسی از فرش انداز های جانبی وسیع تر است. همه فرش انداز ها در جنوب، توسط «دیوار قبله» که محراب در آن جای دارد تحدید می شوند. سه فرش انداز میانی در تداوم حرکت به سوی شمال، توسط صحن متوقف می شوند، در حالی که دو فرش انداز غربی و شرقی، تا شمالی ترین حد مسجد تداوم یافته، در ملاقات با صحن، رواقی را تولید می کنند که صحن به کمک آن دو در غرب و شرق، محدود و محصور می شود (شکل پلان مسجد جامع فهرج). شیوه اجرای طاق فرش انداز ها، آهنگ یا گهواره ای است که با خشت به صورت «پَر» اجرا شده است که بعداً در این باره توضیح بیشتری داده خواهد شد. دیوار قبلهدر معماری مسجد، «دیوار قبله» به دیواری گفته می شود که عمود بر محور قبله است و ضلع جنوبی مسجد را تشکیل می دهد. در این دیوار، تنها محراب قرار دارد و از دادن دسترسی، ایجاد درگاه، نصب در یا پنجره، آگاهانه پرهیز شده است تا تمرکز حواس نمازگزاران به نحو مطلوب تامین شود. به نظر نگارنده چنین روشی، یکی از اصول معماری مساجد است. لازم به یادآوری است تنها دری که در دیوار قبله مسجد جامع فهرج وجود دارد، جزء معماری اصیل و اولیه مسجد نمی باشد و به قرار معلوم در دوران قاجار به آن اضافه شده است. این درگاه، دسترسی به شبستان نیمه سازی را تامین می کند که به همان دوره تعلق دارد و در جنوب دیوار قبله احداث شده است. |
|
طرح ساخت صفه در مسجد جامع فهرج و کیفیت شکل گیری معماری گنبد از قرارگیری روبروی دو صفه. صفه هاچهار صفه کوچک رو به قبله، حد شمالی صحن را تعریف می کنند. در عین حال خود به کمک صحن تعین و تشخص می یابند. کاربرد صفه ها برای نماز های انفرادی در بعدازظهر های زمستان است که با تایش مستقیم خورشید، گرم و مطبوع می شوند. شیوه پوشش طاق صفه ها به لحاظ فنی درخور توجه فراوان است؛ چراکه ابداع یکی از فنون مهندسی طاق و گنبد را در زمانه خود به نمایش می گذارد. نحوه اجرای طاق صفه ها، علی الاصول، متفاوت از طاق فرش انداز ها و رواق های جانبی است. هرچند که در نمای چهار طرف صحن، در نگاهی کلی، همانند به نظر می رسند. فن به کار رفته در آنها به نحوی با اطاق فیلپوش خویشاوند است؛ هرچند نمی توان آن را فیلپوش به حساب آورد. اهمیت موضوع به شیوه گوشه سازی صفه ها مربوط می شود که به طرز محسوسی با فن ساختمان و معماری گنبد در پیش از اسلام ایران قرابت دارد. به بیانی دیگر، چنانچه دو صفه را روبروی هم قرار دهیم، می توان تا حدود زیادی کیفیت تشکیل معماری گنبد را تصور نمود.
|
|
تک منار خشتی مسجد جمعه فهرج، این منار احتمالاً قرن چهارم یا پنجم هجری به مجموعه اضافه شده است.
عکاس: مرحوم عبالجبار قرایی
منار، مأذنهمسجد جامع فهرج، تک مناره است که این منار به عنوان نشانه آبادی نیز از دور نمایان است. این عنصر معماری و نیز گرمخانه کوچک مجاور آن که تماماً از خشت بنا شده اند به دلیل کاهش ابعاد خشت ها در مقایسه با مسجد اولیه، جزء عناصر الحاقی به مسجد محسوب می شوند که احتمالاً در قرن چهارم و پنجم به بنا اضافه شده اند. ورودیتنها ورودی فعلی مسجد، از گوشه بنا تامین می شود که در مورد اصالت آن می توان تردید نمود. پژوهش های آتی میدانی می تواند موضوع را روشن نماید. در شرایط فعلی، راهرویی بدون سقف، کوچه و ساباط مجاور مسجد را مستقیماً به اولین فرش انداز و رواق غربی ربط می دهد. در و پنجرهمسجد جامع فهرج، به قرار معلوم، اصالتاً فاقد در و پنجره بوده است. تنها، نقش دو در به رنگ اخرایی به صورت فرورفته، بر دیوار شرقی مسجد باقی است که ممکن است بیانی رمزی داشته باشد. کلیه در های چوبی مسجد که از چوب چنار ساخته شده اند، ساخته کارگاه نجاری میراث فرهنگی است که در دهه های اخیر در جریان مرمت به بنا اضافه شده است. |
|
نما و تزیینات مسجد ابن طولون قاهره در مصر مربوط به قرن سوم هجری.
عکاس: Henri Stierlin تزییناتمعماری مسجد جامع فهرج، اساساً معماری بسیار ساده و بی تکلفی است و تزیینات آن متاثر از اولین مسجدی که در مدینه ساخته شد کم یا بیش در مساجد صدر اسلام نیز دیده می شود. در دیوار قبله، قاب بندی مختصری وجود دارد که جهت قبله را مشخص می کند. بعد ها در موضع یاد شده با ایجاد فرورفتگی بیشتر، محل مذکور به محراب تبدیل شده است. وجود دو در تزیینی در دیوار شرقی بنا نیز از تزیینات شاخص اثر می باشد که در بالا به آن اشاره شد. ستون های مسجد جامع فهرج، از آنجا که با خشت ساخته شده اند، قطور و حجیم به نظر می رسند. گوشه اغلب آنها به طرز هنرمندانه ای گرد شده تا به لحاظ بصری، تناسب ستون تعدیل شود. هرچند که چنین کاری به لحاظ کاربری نیز دلایل خود را دارند. فرورفتگی هایی تزیینی در قسمت فوقانی ستون های مشرف به حیاط وجود دارند که ظاهراً آنها نیز جنبه بصری داشته، در تعدیل تناسبات نمای داخلی مسجد موثر است. همین گونه تزیینات در معماری مسجد ابن طولون قاهره نیز به چشم می خورد که احتمالاً پیوندی فرهنگی را در دو سرزمین اسلامی علامت می دهد. مسجد عظیم ابن طولون، یکی از شاهکار های معماری اسلامی است که به دوران فاطمیان مصر تعلق دارد. در این مسجد فرورفتگی های پیش گفته، گذشته از منطق بصری، منطق ساختمانی نیز یافته اند. بررسی تطبیقی این دو مسجد علیرغم تفاوت در ابعاد و اندازه و بُعد زمانی و مکانی ای که با هم دارند، می تواند نکات تازه ای را آشکار و اهمیت مسجد جامع فهرج را در پهنه سرزمین های اسلامی بیشتر نماید. روش ساختساختمان مسجد جامع فهرج تماماً از خشت و گل است که به لحاظ ساختمانی نیز جزء نوادر معماری گلین محسوب می شود. پوسته نازکی از گچ، قسمت هایی از معماری داخلی مسجد را پوشانیده است؛ هرچند که به لحاظ حمله موریانه و آسیب های وارده از سوی انسان، آسیب فراوان دیده است. در جریان مرمت، با دقت فراوان کوشیده شد تا از اصالت آن صیانت شود و سندیت معماری داخلی مسجد مخدوش نشود. هرگونه اقدام ناشیانه و غیر علمی در مرمت این بخش از اثر می تواند لطمات جبران ناپذیری را به این سند کم نظیر معماری ایران و اسلام وارد سازد. در بخش های محدودی از بنا آجر به کار رفته است. آجر های هره که فضای مسقف را به ارتفاع یک پله از صحن متمایز می کنند از آن جمله است. شرفی ها نیز آجری اند. هرچند که وجه غالب آنها در جریان مرمت به بنا اضافه شده اند اما وجود برخی آجر های قدیمی در مواضع یاد شده، کاربرد آجر را به صورت محدود در بنا علامت می دهند. به هنگام مرمت راهروی ورودی مسجد، دو عدد آجر بزرگ به قطع تقریبی 70 × 70 سانتی متر از زیر خاک کشف گردید. یکی از آنها به صورت پکوفته بر دیوار قبله نصب گردید و دیگری به موزه میراث فرهنگی انتقال یافت. کف فرش انداز ها، رواق ها و صفه ها به احتمال زیاد «لویی» یا «لویینه» بوده است. |
|
گلدسته های گلی مسجد جامع فهرج
نحوه اتصال صفوفهمان طور که پیشتر اشاره شد، طاق فرش انداز های مسجد جامع فهرج از نوع آهنگ یا گهواره ای است که به صورت «پَر» اجرا شده است. به لحاظ فنی، مروری بر کیفیت تولید اینگونه طاق ها، از آن جهت که گوشه ای از تاریخ معماری و مهندسی ایران را بازتاب می کند خالی از فایده نیست. می دانیم طاق آهنگ یا گهواره ای از کمان یا رج ها متحد الشکل و متحد المحور تشکیل می شود که در محور تراز، تکرار می شوند. در این مسجد محور تراز، همان محور قبله است و هندسه کمان، قوس . لزوماً پاکار این کمان ها در صفحه تراز قرار دارد که علی الاصول، توسط دو جرز موازی هم قابل تامین است. این شیوه تولید فضای معماری که حکمت آن به آگاهی و وقوف معمار به «محدودیت» گِل و به تبع آن خشت باز می گردد در واقع چاره ای است تا به کمک هندسه انواع قوس ها به «امکان» تبدل یابد. در عین حال، طاق آهنگ نمی تواند در جهت عمود بر محور قبله، در معماری مسجد به خدمت گرفته شود؛ چراکه فضای مسجد را با محدودیت تعداد «صف»، مواجه خواهد ساخت. از طرفی استفاده از آن، همسو و منطبق با محور قبله نیز خالی از اشکال نیست؛ چراکه اتصال صفوف نماز رادر فرش انداز های متعدد با مشکل روبرو می سازد و به نحوی تشکیل نماز جماعت را تحدید می کند. فراموش نکنیم در مناطق کویری مصالح دیگری چون چوب، کمیاب است و نمی توان با اینگونه مصالح، مساله را حل نمود. در مسجد جامع فهرج شاهدیم که معمار آن با هوشمندی تمام، بخش هایی از جرز های باربر طاق آهنگ را به لحاظ نظری حذف نموده تا حدی که جرز به ستون تبدیل شود. حاصل این کوشش، که از فهم صحیح مساله نشأت می گیرد، برقراری ارتباط میان فرش انداز ها و در نتیجه امکان اتصال صفوف به عنوان شرط اصلی صحت نماز جماعت، در کلیت شبستان مسجد است. |
|
|
|
تبدیل جرز به ستون، ناگزیر با ابداع تویزه همراه است تا بار سقف یا آهنگ به روشی صحیح و کاملاً فنی از تیزه تویزه و شانه های آن به ستون ها و در نهایت به زمین منتقل شود. چنین روشی، مساله حیاتی ایستایی بنا را ضمن پاسخگویی به عملکرد مسجد که نماز جماعت است، کاملاً حل نموده است. گذشت نزدیک به پانزده قرن از عمر مسجد، صحت راه حل فنی مساله را اثبات می کند. از اینگونه شواهد است که نبوغ، آگاهی، شعور و توانمندی نظری و عملی معماران سنتی تا حدودی که در بضاعت ماست، آشکار می شود. چنین راه حلی البته دارای گرفتاری هایی نیز هست. افزایش بلندی پاکار سقف آهنگ، از آن جمله است. هرچند که در تابستان گرم و توانفرسای منطقه کویری، امری مطلوب است. افزایش بلندی یاد شده به دلایل زیر اجتناب ناپذیر است: 1- الزام در رعایت حداقل ارتفاع پاکار تویزه متناسب با قامت نمازگزار به منظور تامین امکان اتصال صفوف. تبدیل جرز به ستون، یکی از شگرد های معماران سنتی، در تولید فضای مسجد است که نمونه های دیگری از آن را در یزد به شرح زیر می توان ملاحظه نمود: ◊ بقایای ساختمان مسجد اولیه مسجد جامع یزد واقع در ضلع شمالی سردر اصلی.
|
|
|
|
|
|
پرسپکتیو یکی از ستون های مسجد جامع فهرج در یزد. روند تکامل اینگونه معماری در مسجد تاریخانه دامغان به خوبی هویدا است. هرچند که به جای خشت از آجر و به جای ستون های مربع حجیم از ستون های مدور آجری استفاده شده است اما تجربه تولید فضا در مسجد جامع فهرج، به صورت نغزتر، در تاریخانه دامغان تداوم یافته است. گویا همان معمار فهرجی است که قرن بعد، در دامغان مسجد می سازد. تصحیح و تکمیل این روند که با شکل گیری قوس های جناغی همراه است در مسجد جامع نایین نیز ادامه می یابد .... تداوم و تکامل اینگونه تولید فضا، در نهایت به شبستان های چهل ستونی می انجامد که یکی از فراگیرترین شیوه های تولید فضا در معماری مساجد است که در نوشتار حاضر مجال پرداختن به حکمت تشکیل آن وجود ندارد. در این منظومه های معماری، ستون ها در یک نظام مشبک یا شبکه ای مکان یابی و تنظیم می شوند؛ در حالیکه تویزه ها در دو جهت قبله و عمود بر محور قبله، بر بالای هر ستون، همدیگر را ملاقات کرده و در نهایت چشمه هایی را به وجود می آورند که با انواع طاق های مدور، به صورت «طاق و چشمه» پوشیده می شوند. بهترین شاهد، مسجد جامع اصفهان است که مجموعه بی نظیری از انواع طاق های آجری را در خود ذخیره ساخته است.
|
|
|
|
اجمالاً می توان اشاره کرد که چنین الگویی، متاثر از معماری مسجد پیامبر اکرم (ص) در مدینه است که در زمان آن حضرت، با استفاده از ستون هایی از تنه درخت خرما و به کمک یاران آن حضرت بر پا شده بود و توانست با تفاوت هایی در شکل ساخت، مبنای تولید فضای مسجد، در گستره سرزمین اسلامی شود. این الگو در تعبیر جعلی و موذیانه فرنگی ها سبک عربی نامیده شده تا به جای انتساب به مذهب، به قومیت خاصی نسبت داده شود. انتساب تجارب معماری مسجد به قومیت های خاص، هرچند نبوغ آنها در فهم منظور معماری و چگونگی تحقق آن در عالم واقع را آشکار می کند، در عین حال نباید مانع آن شود که تفکر واحد و روح توحیدی که بر جریان شکل گیری اکثریت آنها حاکم است مغفول و ناشناخته بماند. |