جامعه‌شناسی انحرافات(Sociology of sacial deviance)

 

  جامعه‌شناسی انحرافات یكی از شاخه‌های جوان جامعه‌شناسی است که شالوده علمی آن در آثار جامعه‌شناسانی چون ماركس و دوركیم آغاز می‌شود.

  بحث علمی در این رشته با به ­كارگیری اصطلاح «نابهنجاری» (Anomie) توسط دوركیم رونق گرفت. كتاب او تحت عنوان «خودكشی» را می­توان سرآغاز مطالعه علمی درباره جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی دانست.

  این رشته جامعه‌شناسی، پدیده‌های انحرافی را در رابطه با ساختارها، نهادها و فرآیند‌های اجتماعی مورد مطالعه قرار می‌دهد.

 باید دانست تعریف جامعه‌شناسی انحرافات از دیدگاه مكاتب مختلف مانند اثبات­گرا، كاركردگرا یا پدیدار شناختی و ... به طور یكسان نیست.

  جامعه‌شناسی انحرافات حداقل با سه عنوان دیگر كه عبارتند از: آسیب‌شناسی اجتماعی، بی‌سازمانی اجتماعی، و مسائل اجتماعی نیز مطرح شده است. آسیب‌شناسی اجتماعی (‌Social pathology)  به معنی مطالعه مبانی كاركردهای مواجه با اختلال است. مردم اغلب كشورهای دنیا بر این باورند که؛ جرم و جنایت، اعتیاد به مواد مخدر و ولگردی همگی از مظاهر آسیب‌شناختی زندگی نوین اجتماعی هستند.

 مفهوم بی‌سازمانی اجتماعی(Social disorgunization) در سال‌های بعد از 1920م رواج پیدا كرد که مترادف با از میان رفتن هنجارها و ارزش‌های اجتماعی معنی می‌شد، پدیده‌ای كه تصور می‌رفت به عللی چون مهاجرت، شهرنشینی، صنعتی شدن و به طور كلی دگرگونی‌های اجتماعی به وجود آمده باشد.

  مسأله اجتماعی نیز به گفته "رابرت" نسبت شیوه‌ای از رفتار است كه از جانب نظم اجتماعی به عنوان تخلف از هنجارهای مورد تأیید جامعه تلقی می‌شود. مسأله اجتماعی واقعیتی است كه با كیفیت زندگی مطلوب ناسازگار است و از سوی عوامل اجتماعی از قبیل تضادهای گروهی ایجاد یا تقویت می‌شود و همواره راه‌حل اجتماعی خاصی را می‌طلبد.

  انحراف اجتماعی، گاه انحراف از نظر آماری تعریف می‌شود و كسانی كه در اطراف میانگین قرار دارند، عادی تلقی می­شوند و بالا و پائین این حد منحرف به حساب می‌آید. "تیو" رفتار انحرافی را هر گونه رفتاری می‌داند كه اجماع عمومی آن را انحرافی می‌داند.

  پیش‌گیری از وقوع انحرافات اجتماعی و جرم در جامعه به منظور به­سازی محیط زندگی جمعی و خانوادگی از دیگر اهداف این علم است.

  هم­چنین تداوم درمان برای پیشگیری و جلوگیری از بازگشت مجدد انحرافات اجتماعی و بررسی شیوه‌های بازپذیری اجتماعی كجروان نیز در این علم بررسی می‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انواع تعاریف از انحراف

1-   رفتاری كه قواعد و مقررات حاكم بر یك گروه، را مورد تعدی و تجازو قرار می‌دهد.

2-   رفتاری كه با انتظارات اجتماعی هماهنگ نیست.

 

  جامعه‌شناسی انحرافات در بررسی‌های خود به چند نكته توجه می‌كند:

1- آن كه اقدامات انحرافی چگونه بر زندگی انسان‌ها مؤثر واقع می‌شود، چگونه به وجود می‌آید و چگونه در طول زمان‌های مختلف باقی می‌ماند.

2- آن‌كه بررسی شیوه مناسب در جمع‌آوری اطلاعات، متناسب‌ با پدیده‌ انحرافی به درستی صورت گیرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

 

 


زندگی اجتماعی انسان تحت حاکمیت قواعد یا هنجارهاى اجتماعی است.اگر ما از قواعدی که بعضی انواع رفتار را در زمینه های معینی به عنوان رفتارهای مناسب و رفتارهای دیگری را به عنوان رفتارهای نامناسب تعریف می کنند پیروی نمی کردیم فعالیتهایمان دستخوش هرج و مرج می گردید.برای مثال رفتار منظم در شاهراهها ،چنانچه رانندگان قاعده راندن از سمت چپ و دیگر قواعد راهنمایی و رانندگی را رعایت نمی کردند غیر ممکن می بود.هنجارهایی که ما در رفتارهایمان از آنها پیروی می کنیم به زندگی اجتماعی خصلتی منظم و قابل پیش بینی می بخشند،و جامعه شناسی تا اندازه زیادی با نشان دادن این که چگونه نظم اجتماعی برقرار می شود سروکار دارد .
اما این داستان روی دیگری نیز دارد .همیشه همه کس با انتظارات اجتماعی همنوایی نمی کند.رانندگان گاهی قواعد رفتار عبور و مرور را رعایت نمی کنند،حتی اگر زندگی دیگران در نتیجه آن به خطر افتد.هنگامی که شخصی شتاب زده ،یا تحت تاثیر الکل باشد ممکن است از روی بی پروایی رانندگی کند،و حتی شاید در خلاف جهت یک خیابان یک طرفه میان بر بزند.افراد اغلب از قواعدی که انتظار می رود تبعیت کنند،منحرف می شوند.
مطالعه رفتار انحرافی یکی از جذابترین وظایف جامعه شناسی است.این حوزه تحلیل جامعه شناسی پیچیده است چرا که به همان اندازه ارزشها و هنجارهای اجتماعی انواع فراوان تخلف از قانون نیز وجود دارد .از آنجا که هنجارها در میان فرهنگهای مختلف ،و حتی بین خرده فرهنگهای گوناگون درون یک جامعه فرق می کنند،آنچه که در یک محیط فرهنگی طبیعی است در محیط فرهنگی دیگری انحراف است.

قوانین ،جرایم و مجازاتها

قوانین هنجارهایی هستند که توسط حکومتها به عنوان اصولی که شهروندانشان می بایست از آنها پیروی کنند تعریف شده اند و علیه کسانی که از قوانین پیروی نمی کنند از ضمانتهای اجرایی رسمی استفاده می شود.هر جا که قانون وجود دارد جرم وجود دارد ،زیرا ساده ترین تعریف جرم عبارت است از هر شیوه رفتاری که قانون را نقض می کند.ماهیت رفتاری که مجرمانه در نظر گرفته می شود ،اهمیت نسبی جرایم مختلف،و شیوه های کیفر دادن فعالیتهای مجرمانه توسط مقامات دولتی__هر یک به گونه ای قابل ملاحظه در طول دو یا سه قرن گذشته تغییر کرده است.دلایل این امر را می توان در جانشینی جوامع سنتی مبتنی بر اجتماع محلی روستایى،بوسیله نظامهای اجتماعی صنعتی ،که در آن اکثر مردم در مکانهای ناشناس تر شهرهای کوچک و بزرگ زندگی می کنند ،جستجو کرد.
جرایم در دوران پیش از صنعتی شدن
دگرگونی در شیوه های مجازات
زندانها و آسایشگاهها


 

 

 

 

 



تبیین کجروى

ماهیت و محتوای رفتار کجروانه هم از گذشته تاکنون و هم از یک جامعه تا جامعه دیگر بسیار فرق می کند .در مجموع هیچ یک از این نظریه ها تبیین جامعی از جرم فراهم نمی سازند ،تا چه رسد به تبیین همه انواع کجروی .اما این نظریه ها از بعضی لحاظ با یکدیگر تداخل می کنند و از پاره ای جهات دیگر می توانند با هم ترکیب شوند تا درک معقولی از جنبه های عمده رفتار کجروانه فراهم سازند.
کجروی چیست
انواع کجروی
کنترل اجتماعی کجروی
نظریه های زیست شناختی و روان شناختی
جرم و کجروی
استدلال از زیست شناسی
جرم و شخصیت روان رنجور:دیدگاه روان شناختی
جامعه و جرم:نظریه های جامعه شناختی
تفاوت ارتباطات
بی هنجاری،یک علت جرم و جنایت
بی هنجاری و ارتباط:خرده فرهنگهای بزهکار
نظریه برچسب زنی
انتخاب عقلانی و تفسیرهای موقعیتی جرم

 

 

جرم و آمار جنایی

·         آدم کشی و جرایم دیگر
آدم کشی
جرایم خشن

زندان و مجازات

مجازات مرگ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جنسیت و جرم

مانند حوزه های دیگر جامعه شناسی ،مطالعات جرم شناسی به طور سنتی نیمی از جمعیت را نادیده گرفته اند.بسیاری از کتابهای درسی در رشته جرم شناسی هنوز تقریباً هیچ چیزی درباره زنان ندارند،مگر بخشهایی پیرامون تجاوز به عنف و فحشا ،و بیشتر نظریه های کجروی به همین نحو زنان را تقریباً به طور کامل مورد بی اعتنایی قرار داده اند.یک نمونه گزا رش مرتون از ساخت اجتماعی و بی هنجاری است.فرض شده است که "فشار برای موفق شدن "تقریباً به هر کسی در جوامع امروزی می رسد.بنابراین،به طور منطقی می توان استدلال کرد که زنان باید در مقوله های گوناگون کجروی که توسط مرتون مشخص گردیده اند بیشتر از مردان فعال باشند،از جمله جنایت،زیرا فرصتهایی که برای "پیشرفت"در برابر زنان گشوده است کمتر از مردان است.با وجود این ،میزان تیهکاری زنان به طور استثنایی اندک بوده یا به نظر می رسد که اندک باشد.حتی اگر زنان بنا به دلیلی کمتر از مردان ،مستعد شرکت در فعالیتهای کجروانه باشند،به هیچ وجه دلیلی وجود ندارد که آنها را به کلی نادیده انگاریم.
میزان جرایم مرد و زن
دختران در باندهای تبهکار
خشونت در زندان زنان

 

 

 

 

جرایم دولتمندان و قدرتمندان

اگرچه قشرهای فقیرتر جامعه قسمت اعظم جمعیت زندان را تشکیل می دهند،پرداختن به فعالیتهای تبهکارانه به هیچ وجه به این قشرها محدود نمی شود .بسیاری از افراد ثروتمند و قدرتمند مرتکب جرایمی می شوند که نتایج آنها می تواند به مراتب فراگیرتر از جرایم غالباً کوچک توده های فقیر باشد.
جرایم یقه سفیدان
جرایم حکومتی

مفهوم بیماری روانی

 

 


دومین حوزه مهم رفتار کجروانه که مسلماً دولت با آن در ارتباط است،و نیز متضمن استفاده از سازمانهای باز داشتگاهی است،بیماری روانی است.این اندیشه که دیوانگان از نظرروانی"بیمار"هستند،همانگونه که گفته شد ،تنها از حدود دو قرن پیش آغاز می گردد .بیش از آن زمان ،افرادی که ما اکنون دچار آشفتگی روانی می دانیم به جای اینکه بیمار در نظر گرفته شوند،"جن زده"،"شریر"یا "مالیخولیایی"پنداشته می شدند.
روان پریشی

 

 

 

 

منابع:

1) ستوده، هدایت الله؛ آسیب‌شناسی اجتماعی (جامعه‌شناسی انحرافات، تهران، آوای نور، چاپ ششم، 1379، ص 12تا 15.

2) شیخاوندی، داود؛ جامعه‌شناسی انحرافات، تهران، مرندیز، چاپ سوم، 1373، ص 35 تا 37.

3)محسنی، منوچهر؛ جامعه‌شناسی انحرافات اجتماعی، تهران، طهوری، چاپ اول، 1386، ص 3 تا 15.