اسپانیا کشوری‌است در جنوب غربی اروپا. نام رسمی آن پادشاهی اسپانیا و پایتخت آن، مادرید است. سرزمین اسپانیا شامل قسمت اعظم شبه‌جزیره ایبری، جزایر بالئارس، جزایر قناری، شهر‌های سبته (Ceuta) و ملیله (Melilla) در شمال قارۀ آفریقا و برخی جزایر دیگر واقع در مقابل سواحل این قاره‌ و خود شبه‌جزیره‌است.

در شمال با فرانسه و آندورا، در غرب با پرتغال، در جنوب با جبل‌الطارق و مراکش و هم‌چنین دارای مرزهای دریایی در شرق با دریای مدیترانه، و در غرب و شمال با اقیانوس اطلس است.

ملاحظات تاريخي

بي ترديد بخش عمده اي از تاريخ اسپانيا با تاريخ اسلام در هم پيوسته است كه تجلي اين پيوستگي را به روشني مي توان در واژة اندلس مشاهده نمود.از اين روي، بررسي تاريخ اين سرزمين خارج از حال و هواي فرهنگ و تمدن اسلامي نيست و طبيعي است بحث از تبليغات اسلامي در اسپانياي امروزي به عنوان بستري بسيار مساعد تلقي مي گردد.در برخي از تاريخهاي اسلامي وجوه تسميه اي براي لفظ اسپانيا وارد شده است كه غالبا جنبة اساطيري دارد. همچنين براي واژه اندلس وجوه تسميه بسياري آورده اند که شايد بهترين و واقعي ترين آنها قولي است كه آن را برگرفته از واژه Vandalusia (واندلوزيا) به معني سرزمين واندلها مي دانند و اين واژه خود الهام گرفته از واقعيت تاريخي هجوم واندلها (اقوام مهاجم شمالي) به اين سرزمين است.اما نكته قابل توجه آن است كه واژه اندلس همواره يادآور اسپانياي اسلامي است و حتي امروزه نيز در منطقه اي به نام اندالوسيا واقع در جنوب اسپانيا حضور اسلام و مسلمانان پررنگ تر و مايه دارتر از ديگر نقاط اين كشور است. اندلس كه امروز تنها به بخشي از اسپانيا اطلاق مي گردد ، در دورة اسلامي به کليه سرزمين اسپانيا و حتي تمام شبه جزيرة ايبريا اطلاق مي شده است.كهن ترين اقوام ساكن در اين ديار،سلت ها و ايبرها بوده اند كه نامگذاري بخش جنوب غربي اروپا به شبه جزيرة ايبريا ناشي از همين واقعيت تاريخي است.در زمانها و دوره هاي گذشته، فنيقي ها، يوناني ها و كارتاژها كه شهر قرطاجنه نيز منسوب به اين اقوام است، يكي پس از ديگري بر اسپانيا تسلط داشته اند؛سرانجام در سال 200 ق .م در جنگ دوم پونيك ، ژرمن ها ، آخرين قدرت كارتاژها را, در هم شكسته و خود آغازگر حكومتي قدرتمند و ديرپا در اين سرزمين شدند كه تا قرن سوم ميلادي ادامه داشت. در اين دوران پادشاهان بزرگي همچون تراژن، آدرين و تئودوس در ميان آنان ظهور نمودند.دراوايل قرن سوم ميلادي، حادثه اي بزرگ(ظهور و هجوم اقوام بدوي و نيمه وحشي شمالي و اسكانديناوي و به طوركلي اقوام ژرمني به جنوب اروپا مشابه يورش مغولان نيمه وحشي به بلاد متمدن اسلامي) اوضاع سياسي اروپا را دگرگون نمود.اقوام ژرمني تحت عناوين گت ها، واندالها و ويزگوتها پس از اشغال فرانسه و ايتاليا، به تقسيم امپراتوري گسترده روم غربي در ميان خود مبادرت نموده و بدين ترتيب در همسايگي امپراتوري روم شرقي قرار گرفتند. با وجود اين هرچه قدرت روم شرقي افزايش مي يافت، آنها از در مصالحه، پذيرش قيوميت و يا تسليم در مي آمدند. پيش از اشغال اسپانيا، اقوام گوت بر اثر معاهدة صلحي كه ميان قسطنطنين پادشاه بزرگ و مقتدر روم شرقي با آلاريك پادشاه گوت ها منعقد گرديد، در جنوب فرانسه (تولوز) به عنوان يكي از ممالك تابعه روم شرقي حكومت مي راندند؛ اما در اوايل قرن پنجم ميلادي، تئودوريك فرزند آلاريك، به اسپانيا حمله برده و اندالهايي را كه بدانجا تاخته بودند، بيرون راند. ازقرن پنجم ميلادي تا زمان فتح اسپانيا ،گوت ها كه بر اثر تماس با تمدن و فرهنگ رومي، به كيش مسيحيت درآمده و تا حدودي نيز از بدويت اوليه خارج شده بودند،براين منطقه سلطه داشتند.دورة 200سالة فرمانروايي گوت ها بر اسپانيا براي مردم بومي اسپانيا بسيار سخت بود. يهوديان تحت فشار شديد از وضع ماليات سنگين رنج مي بردند. اشراف و روحانيون متعصب مسيحي، بر اقشار ديگر نفوذ قاهرانه و سلطه آميز داشته و تعصب مسيحي پررنگ ترين جلوه فرهنگي آن عصربود ، به نحوي كه سيز برت پادشاه مسيحي گوتي، يهوديان را به پذيرش مسيحيت مجبور ساخته و هركسي که از اين امرسرباز مي زد محكوم به تبعيد، شكنجه و مصادرة اموال مي گرديد.مقارن ظهور اسلام در مناطق و سواحل جنوبي اسپانيا طي سال (711 م)وتيزا پادشاه گوتي درشرايط دشواري بر اريكه قدرت تكيه زد،اما به زودي توسط رودريك كشته شد و بدين ترتيب رودريك براسپانيا تسلط يافت.در اين زمان سبته كه درشمال مغرب الاقصي و بر ساحل جنوبي مديترانه غربي قرار داشت، دردست كنت جوليا (ژوليا) بود و در واقع كنت ازسوي رودريك بر اين منطقه امارت داشت.از جمله رسوم كنت نشين ها گسيل فرزندان خود براي تعليم و تربيت به دربار اسپانيا درشهر طليطله بود. از اين روي،سنت جوليا دختر زيباروي خود را به دربار اسپانيا فرستاد.رودريك كه مفتون اين زيباي بي نظير شده بود عنان شكيبايي از دست داد و وي را به زور تصاحب كرد. اين ماجرا تأثيري دردناكي بر جوليان گذارده  و حس انتقام جويي وي را شديدا برانگيخت،به نحوي كه درپي فرصتي براي انتقام از رودريك برآمد.حضور موسي بن نصير و سپاهيان مسلمان در مغرب الاقصي و انگيزه هاي قوي آنها براي فتح اسپانيا، اين فرصت را براي ژوليا فراهم آورد. وي مقدمات هجوم اعراب مسلمان را به اسپانيا فراهم آورد، هرچند اوضاع داخلي اسپانيا به حدي آشفته بود كه براي پيروزي و فتوحات مسلمانان نيازي به كمك ژوليان نيز نبود.از زمان خلافت عمر تا سال 92 ﻫ مسلمانان موفق شدند سراسر شمال آفريقا مشتمل برمصر،برقه ، تونس،الجزاير ومغرب(مراكش) را يكي پس ازديگري فتح كنند.دراين اثنا،فتح شمال آفريقا (آفريقاي سفيد) زمينة بسيار مساعدي براي شناخت اسپانيا و فتح آن ايجاد نمود.

ملاحظات جغرافيايي

كشوراسپانيا با 691/506كيلومتر مربع در جنوب غربي اروپا واقع شده است كه با احتساب كشور پرتغال شبه جزيرة ايبريا را تشكيل مي دهد. اين كشور ميان 36 درجه و44درجه عرض شمالي و 4درجه طول شرقي و5/9درجه طول غربي واقع گرديده است.اسپانيا از شمال شرقي به كوههاي پيرنه (مرز طبيعي اسپانيا و فرانسه) و جمهوري آندورا، از مشرق به درياي بائارو، از جنوب به درياي مديترانه و تنگه جبل الطارق، ازجنوب غربي به اقيانوس اطلس، ازمغرب به كشور پرتغال، از شمال غربي به اقيانوس اطلس و ازشمال به خليج بيسكار(گاسكوني) محدود است.كوههاي مهم اسپانيا پيرنه در شمال شرقي و كانتابريا در شمال غربي و سييرانوادا در جنوب شرقي واقع شده  و قلة ماهوئين با 3549 متر ارتفاع در رشته كوههاي سبيرانوادا بلندترين نقطه آن است.ازجمله مهمترين رودهاي کشور ميتوان به رود ابرو در شمال شرقي و توريا در مشرق كه به مديترانه مي ريزند و گوادالكيوير در جنوب كه به اقيانوس اطلس مي ريزد و تاجه در مغرب كه به خاك پرتغال سرازير ميگردد، اشاره نمود.آب و هوا در قسمتهاي مركزي اسپانيا گرم و خشك، اما درجلگه هاي ساحلي عموما گرم و مرطوب  است. اين در حاليست که در جلگه هاي شرقي هوا گرم تر و خشك تر است.کشور اسپانيا داراي 50 ايالت است كه هريک از اين ايالات از پايتختي جداگانه به شرح ذيل برخوردار مي باشند :

1- ايالت گرونا- واقع در شمال شرقي كشور با مركزيت «گرونا»

2- ايالت بارسلونا- واقع در شمال شرقي کشور با مركزيت«بارسلونا»

3- ايالت تارگونا- واقع در شمال شرقي کشور با مركزيت «تارگونا»

4- ايالت لريدا- واقع در مغرب بارسلونا با مركزيت «لريدا»

5- ايالت هوئسكا -واقع در مغرب لريدا با مركزيت «هوئسكا»

6- ايالت زارگوزا - واقع در مغرب هوئسكا با مركزيت «زارگوسا»

7- ايالت تروئل- واقع  در جنوب زارگوزا با مركزيت «تروئل»

8- ايالت كاستلون- واقع در جنوب تروئل با مركزيت «كاستلون»

9- ايالت والنسيا - واقع در جنوب كاستلون با مركزيت «والنسيا»

10- ايالت آليكانت - واقع در جنوب والنسيا با مركزيت «آليكانت»

11- ايالت مورسيا- واقع در جنوب شرقي اسپانيا با مركزيت «مورسيا»

12- ايالت آلريا- واقع در جنوب شرقي اسپانيا با مركزيت «الريا»

13- ايالت گرانادا- واقع در جنوب اسپانيا با مركزيت «گرانادا»

14- ايالت مالاگا – واقع در جنوب اسپانيا با مركزيت «مالاگا»

15- ايالت كاديز- واقع در جنوب اسپانيا با مركزيت«قاديس»

16- ايالت سويلا- واقع  در شمال كاديز با مركزيت «سويلا»

17- ايالت هوئل وا - واقع در مغرب سويلا با مركزيت «هوئل وا»

18- ايالت باداژوز- واقع در شمال هوئل وا با مركزيت «باداژوز»

19- ايالت كوردوبا- واقع در مشرق سويلا با مركزيت «كوردويا»

20- ايالت جائن- واقع در شمال گرانادا با مركزيت «جائن»

21- ايالت سيودارئال- واقع در شمال جائن با مركزيت «سيودارئال»

22- ايالت آلباست- واقع در شمال مورسيا با مركزيت «آلباست»

23- ايالت سوئن سا - واقع در شمال مورسيا با مركزيت «سوئن سا»

24- ايالت توليدو- واقع در شمال مورسيا با مركزيت «طليطله»

25- ايالت كاسرس- واقع در مغرب اسپانيا با مركزيت «كاسرس»

26- ايالت سالامانكا- واقع در مغرب اسپانيا با مركزيت «سالامانكا»

27- ايالت آويلا- واقع در مشرق سالامانكا با مركزيت «آويلا»

28- ايالت مادريد- واقع در مركز اسپانيا با مركزيت «مادريد»

29- ايالت گوآدالاجارا- واقع در مركز اسپانيا با مركزيت «گوادالاجارا»

30- ايالت سه گوويا - واقع در شمال مادريد با مركزيت «سه گوويا»

31- ايالت زامورا - واقع در شمال سالامانكا با مركزيت «زامورا»

32- ايالت والادوليد- واقع در مشرق پالن سيا با مركزيت «والادوليد»

33- ايالت سانتاندر- واقع در شمال اسپانيا با مركزيت«سانتاندر»

34- ايالت پالن سيا – واقع در جنوب سانتاندر با مركزيت «پالن سيا»

35- ايالت بورگوس- واقع در مشرق پالن سيا با مركزيت «بوروگوس»

36- ايالت ويزكايا- واقع در شمال اسپانيا با مركزيت «بيلبائو»

37- ايالت آلاوا - واقع در جنوب ويزكايا با مركزيت «ويتوريا»

38- ايالت لوگ رونو- واقع در جنوب آلاوا با مركزيت «لوگ رونو»

39- ايالت گي بوزو- واقع در شمال اسپانيا با مركزيت «سباستيان»

40- ايالت ناوارا - واقع در شمال اسپانيا با مركزيت «پامپولونا»

41- ايالت سوريا - واقع در جنوب لوگ رونو با مركزيت «سوريا»

42- ايالت جزاير باله آر- واقع در مشرق اسپانيا با مركزيت «پالماس»

43- ايالت اوويدو- واقع در شمال غربي اسپانيا با مركزيت «اوويدو»

44- ايالت لوگو- واقع در شمال غربي اسپانيا با مركزيت «لوگو»

45- ايالت لاكورونا – واقع در شمال غربي اسپانيا با مركزيت «لاكورونا»

46- ايالت پونته ودرا - واقع در شمال غربي اسپانيا با مركزيت «پونته ودرا»

47- ايالت اورنس- واقع  در جنوب اوويدو با مركزيت «اورنس»

48- ايالت لئون- واقع در جنوب اوويدو با مركزيت «لئون»

49- ايالت لاس پالماس - واقع در جزاير جنوب غربي اسپايا با مركزيت «لاس پالماس»

50- ايالت سانتاكروز - واقع در جزاير جنوب غربي اسپانيا با مركزيت «سانتاكروز»

لازم به ذکر است که علاوه بر ايالات50گانه، اين كشور به مناطق سياسي و جغرافيايي جداگانه اي به شرح ذيل قابل تقسيم است:

منطقه كاتولونا شامل ايالات بارسلونا، گرونا و تاراگونا

منطقه والنسيا شامل ايالات آليگانت، والنسيا وكاستلون

منطقه آراگون شامل ايالات تروئل، زارگوزا و هوس كا

منطقه لانوئه وا شامل ايالات سيودا رئال و كوئن كا

منطقه مورسيا شامل ايالات  آلباست و مورسيا

منطقه آندالوسيا(ايالات هوئل وا،سويلا(اشبيليه)،كوردوبا(قرطبه)،جائن، گرانادا(غرناطه)، آلريا و كاريز)

منطقه استرمادورا شامل ايالات باداژوزكاسرس

منطقه كاستيلا شامل ايالات توليدو، مادريد وگوادالاجارا

منطقه لاويه جا شامل ايالات آويلا، سه گوويا و سوريا

منطقه لئون شامل ايالات سالامانكا، زامورا و لئون

منطقه واسكونگاداس شال ايالات ويزكابا، آلاوا وگي پوزكو

منطقه آستورياس شامل ايالات اوويدو و سانتاندر

منطقه گاليسيا شامل ايالات لاكورونا، پونته ودرا و لوگو و اوزتس

جنگ داخلی

حکومت اسپانیا تا۱۹۳۱ م. مشروطه بود و در آن سال به جمهوری تبدیل شد. در ژوئیه ۱۹۳۶ ارتش اسپانیا کوشید دولت جمهوری اسپانیا را ساقط کند. نتیجه این عمل جنگ داخلی بود که در آن ۳۰۰٬۰۰۰ نفر مردند. آلمان نازی و ایتالیای فاشیست به حمایت از ژنرال فرانکو و نیروهای ملّی گرایش پرداختند. اتّحاد جماهیر شوروی و بریگاد بین المللی در جبهه جمهوری خواهان می‌جنگیدند. در ۱۹۳۹ فرانکو در جنگ داخلی پیروز شد

ورود در نظام سیاسی اروپایی

امروزه حکومت اسپانیا مشروطه سلطنتی و پادشاه آن خوان کارلوس است.

کابینه زنانه

در سال ۲۰۰۸ نخست وزیر اسپانیا، خوزه لویس زاپاترو، دومین کابینه خود را که برای نخستین بار اکثریت را زنان تشکیل می‌دهند معرّفی کرد: ۹ وزیر زن در مقابل هشت مرد. رکورد جوان ترین وزیر تاریخ اسپانیا نیز در این کابینه با حضور بیبیانا آیدو، زن جوان ۳۱ ساله شکسته‌ شد. در کابینه پیشین این نخست وزیر تعداد وزیران مرد و زن برابر بود. این حرکت برای اسپانیا که تا ۳۰ سال پیش از آن، در دوران فرانکو، مردان حقّ قانونی داشتند که در انظار عموم زن خود را کتک بزنند، حرکت بزرگی محسوب می‌شود.[۱]

وزیران این کابینه عبارتند از :

وزیران جدید

  • کریستینا گارمندیا، وزیر نوگرایی
  • میگل سباستیان وزیر صنعت
  • سلستینو کورباچو وزیر کار
  • بیبیانا ایدو وزیر مساوات
  • بئاتریس کوردور وزیر مسکن
  • کارمه چاکن وزیر دفاع

وزیران ابقا شده

  • النا اسپینوسا وزیر محیط زیست
  • الفردو پرس روبالکابا وزیر کشور
  • میگل انخل موراتینوس وزیر امور خارجه و همکاری
  • برنات سوریا وزیر بهداشت
  • سسار انتونیو مولینا وزیر فرهنگ
  • النا سالگادو وزیر مدیریت اجتماعی
  • ماریانو فرناندس برمخو وزیر دادگستری
  • مرسدس کابررا وزیر آموزش
  • ماریا ترسا فرناندس دلا وگا معاون اول نخست وزیر
  • پدرو سولبس همزمان معاون دوم نخست وزیر و وزیر اقتصاد [۲]

ملاحظات سياسي

اسپانيا، كشور سلطنتي موروثي مشروطه و نظام آن دموكراسي پارلماني است. از سال 1983 به اين سو، 17 اقليت مستقل در اسپانيا وجود داشته است كه هر يك پارلمان و نماينده خاص خود را داراست. از27سپتامبرسال1978كشوراسپانيا ازحكومت پارلماني مبتني برقوانين دموكراسي اجتماعي برخوردار بوده و به جايگزيني مدلهاي جديد به عوض مدل تمركز برسيستم كشاورزي مبادرت نموده است. طي2دهه گذشته و پس ازانتقال ازمقطع زماني سياست استبدادي به سيستم دموكراسي وحكومت پارلماني، تغييرات عميقي درسطوح و بخش هاي مختلف كشور اسپانيا به وقوع پيوسته است. گفتني است كه تغييرات مذكور برسيستم هاي آموزشي نيز اعمال گرديده است.همزمان با اعمال تغييرات سياسي، جامعه اسپانيا درحال توسعه تدريجي مي باشد.ورود زنان به بازاركار،كاهش نرخ  توليد،افزايش متوسط سني جمعيت و عضويت اسپانيا درسازمان ناتو واتحاديه اروپا طي سالهاي 1985 و1984 در زمره چنين تغييراتي به شمارمي آيد. ازسال1977(با بروز نخستين عنصر دموكراسي پس از فروپاشي ديكتاتوري فرانكو)3قدرت سياسي فعاليت داشته اند.

pp يا جناح ليبرال دموكرات كه عضوي از اتحاديه دموكرات مسيحي بوده، از183كرسي در مجلس برخوردار بوده و نتيجتاً اكثريت اعضاي مجلس را تشكيل ميدهد. جناح پارتيد وسوسياليست آبروراسپانول که جناح دموكرات اجتماعي پرنفوذتري محسوب ميگردد.

اعضاي آن نيزاز125كرسي درمجلس برخوردار مي باشند.سومين جناح مطرح جناح ايزكوردا يونيدا است كه ازكمونيستها متشكل شده وتنها از8كرسي درمجلس برخوردارمي باشد.علاوه براين ميتوان ازكانورجنسيا آل يونيو كه ائتلافي است از دو جناح دموكرات كاتالونيا ـ ليبرال ملي و دموكرات كاتالونيا ـ دموكراسي مسيحي با 15كرسي درمجلس اشاره نمود.از جمله ديگراحزب حائز اهميت كشوراسپانيا ميتوان به حزب پارتيدو ناسيوناليست واسكو با7 كرسي در مجلس كه به حزب دموكرات مسيحي شهرت دارد، اشاره نمود.

نهادهاي مركزي قانون گذاري

ساختارحكومتي اسپانيا از3قدرت قانونگذاري،اجرايي وقضايي متشكل گرديده و پادشاه رهبريت كشور را برعهده دارد.قدرت قانون گذاري دراختيار پارلمان اسپانيا بوده، اعضاي آن هر4 سال يكبار توسط شهروندان اسپانيايي انتخاب شده و از2 بخش كنگره وسنا متشكل مي گردد.

پارلمان كشور علاوه براجراي مفاد قانوني و قانونگذاري به تعيين بودجه كشور و نظارت بر فعاليتهاي دولت پرداخته ونمايندگان آن از طريق رأي گيري آزاد انتخاب مي گردند. قدرت اجرايي نيز توسط دولت اعمال شده و از طريق رئيس دولت ومعاونين او (وزراء واعضاي كابينه) صورت ميپذيرد.

كانديداي تشكيل دولت از جانب پادشاه مأمور تشكيل كابينه شده و دولت نيز به تعيين خط مشي هاي داخلي وخارجي و تعيــــين راهبردهاي نظامي وفرهنگي كشور مي پردازد.

درحال حاضر كابينه دولت اسپانيا مشتمل بر15وزير مي باشد كه همگي با وزاري آموزش وفرهنگ و تربيت بدني همكاريهاي نزديكي دارند. كابينه وزراء و ساير بخشهاي دولتي در پرتو حكومت مركزي به اداره امورات كشور و انجام وظــايفي نظير هماهنگي ، برنامه ريزي ، نظارت وتدارك مدارك و اسناد  دولتي مي پردازند. لازم به ذكر است كه حكومت اسپانيا با وجود برخورداري از قدرت انحصاري، از توان انتقال قدرت به حوزه هاي مستقل اجتماعي بهره مند مي باشد .به عبارت ديگر قدرت حكومت براساس سياستهاي ملي گرايانه تغييرمي يابد.با وجود قدرت انحصاري دولت، نظمي مبتني برتضمين با كيفيت و اجراي وظايف تشكيلات حكومتي در كليه جنبه هاي آن وجود دارد كه از آن جمله مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1.رسيدگي بر مسائل ملي

2.پرداختن به مسائل ويژه مهاجرت داخلي وخارجي و اوضاع پناهندگان

3.هدايت و سازماندهي نيروهاي مسلح

4.نظارت بر عملكرد سيستم هاي پولي و بانكي

5.برنامه ريزي در حوزه اقتصاد و تجارت خارجي

6.رسيدگي بر امورجنايي ، جزايي ، دادرسي و مفاد آيين هاي حقوقي

اتخاذ و اجراي سياست عدم تمركز راهي است كه تاثيراتي بركابينه وزراء داشته ودر اين ميان وزارت آموزش، فرهنگ و تربيت بدني از سهم به سزايي برخوردار مي باشد. اجراي سياست مذكورخود به سازماندهي جديد ساختار اعمال قدرت به 2 نوع ملي و منطقه اي منجر گرديده است.

كشوراسپانيا خود از 17 جامعه مستقل متشكل مي گردد.گفتني است كه استقلال اين بخش ها مبتني بر قانون رسمي كشور بوده و به عنوان بخشي از سيستم قانوني مورد جمايت وپشتيباني دولت قرار  مي گيرد.

نهادهاي محلي

نهادهاي محلي كشور اسپانيا برشهرداريها و نهادهاي ايالتي مشتمل مي گردد.

شهرداريها به شخصيتهاي محلي واگذار شده و از طريق شهردار دولتي مربوطه اداره وسرپرستي مي گردند.نهادهاي ايالتي نيز كه از شخصيتهاي محلي متشكل مي گردند به اداره امور ايالتها وتفويض اختيارات محلي مي پردازند. در جوامع مجزا نظير جوامع مستقر در جزاير قناري سطوح ديگري از دولت شناخته شده كه از آن مي توان تحت عنوان هيأت ها يا تشكلها نام برد.قوانين  دولت محلي از سال 1985 بر بسياري از قدرتهاي محلي وشهري تاثير گذارده است.در ساختارحكومتي اسپانيا آزادي ايده ها، مذاهب(پرستش وعبادت)تضمين شده است.اگر چه دركشور اسپانيا مذهب رسمي غالبي وجود ندارد اما با اين حال  اكثريت عمده اي از افراد، پيرو فرقه كاتوليك مسيحي مي باشند. با وجود جدايي ميان كليسا و نهادهاي دولتي، اين نهادها با كليساي كاتوليك و سايرمذاهب همكاري مي نمايند.دراين زمينه توافقاتي ميان دولتهاي اسپانيا جهت آموزش مذهب كاتوليك و توافقاتي درخصوص تبليغ و آموزش اديان يهوديت، مسيحيت( کليه شعب آن) و اسلام  به عمل آمده است.

احزاب سياسي

دولت اسپانيا پس از فرانكو(پس از سال 1975) همواره درصدد بوده است تا خود را با فرهنگ سياسي و اجتماعي اروپاي غربي وفق دهد.از اين روي، هر گروه و دسته اي براي خود حزبي تأسيس نموده است و اين در حالي است كه در زمان فرانكو چنين آزادي بي حصر و حدي جهت تشکيل احزاب گوناگون وجود نداشت.ادر حال حاضر، درحدود 40 حزب فعال و نيمه فعال در کشور اسپانيا فعاليت دارند كه از جمله مهمترين اين احزاب مي توان به حزب سوسياليست كارگري اسپانيا با 159كرسي در كنگره نمايندگان و 107كرسي در مجلس سنا ، حزب مردمي با 117 كرسي در مجلس نمايندگان و15كرسي درمجلس سنا،حزب مشترك چپ گرايان،حزب كمونيست اسپانيا، حزب سوسيال دموكرات ، حزب ملت متحد باسك، حزب جدايي طلب باسك،حزب اتحاد و همگرايي،حزب ناسيوناليست باسك،حزب آندالوسي گرا،حزب مستقل جزاير قناري، حزب منطقه اي آرگون،اتحاديه والنسيا و حزب منطقه اي كاتالان اشاره نمود.

ملاحظات اقتصادي

واحد اقتصادي پول اسپانيا پزوتا است .برپاية آمارسالهاي 1989 تا 1991، 5% فعاليت اقتصادي در كشاورزي،39%درصنعت و 56%درحوزه خدمات متمركز بوده است.از جمله مهمترين محصولات كشاورزي کشور اسپانيا مي توان از گندم در مناطق كاستيل و آندالوزيا و آراون، جو، ذرت و برنج در دلتاي رود «ابرو» و سيب زميني، چغندرقند، پنبه، توتون و نيشكر و انواع ميوه ها به ويژه انگور که عمدتا صرف ساختن مشروبات الکلي مي گردد، نام برد.مهمترين محصولات معدني کشور نيز بر زغال سنگ درشمال غربي اسپانيا وآستوريا وكاتولونيا و آندالوزيا،آهن دراطراف شهرهاي بندري بيلبائو،سانتاندرو وبارسلون،مس،سرب،روي،جيوه،نيكل،گوگرد،نقره ونمك مشتمل مي گردد.ازجمله مهمترين صنايع اسپانيا نيزميتوان به صنايع فلزكاري،اسلحه سازي،شيشه گري،مشروب سازي،سيگارسازي،صنايع شيميايي وصنايع نساجي اشاره نمود.گفتني است که اين صنايع بيشتر در نواحي آستوريا، كاتولونيا و آراگون متمركز مي باشند.دامپروري و گله داري به ويژه در نواحي شمال غربي كه از رطوبت اقيانوس اطلس بهره مند است، بسيار رواج داشته و گاو از اهميت ويژه اي در اين مناطق برخوردار است. علاوه بر گاوهاي معمولي نوعي گاو ويژه مسابقات گاوبازي با عنوان (توره رو)نيز تربيت مي شود.پرورش خوك و صيد ماهي نيز در تمامي سواحل از اهميت زيادي برخوردار است.ازجمله مهمترين محصولات وارداتي کشوراسپانيا ميتوان به نفت،دارو،ماشينهاي صنعتي و وسايط نقليه اشاره نمود.عمدة صادرات کشورنيزبرمحصولاتي نظيرشراب وآبجو،سنگهاي معدني،آهن واستيل،ميوه،روغن زيتون وكنسرو ماهي مشتمل ميگردد.ازجمله ديگرصنايع پردرآمد اسپانيا ميتوان ازصنعت جهانگردي نام برد كه مديون وضعيت خاص جغرافيايي و تاريخي اين سرزمين است.وجود چشم اندازهاي طبيعي بسيارزيبا،كاخها،قصرها،مراکزمربوط به دوران اسلامي درمناطق مادريد، بارسلون،كوردوبا (قرطبه) و آن دالوزيا(اندلس) همواره عامل جذب بسياري از جهانگردان بوده است.علاوه بر اين، برگزاري مسابقات گاوبازي از يک سو و رقص و موسيقي سنتي(عربي- اسپانيايي از سوي ديگر- جذابيت ويژه اي براي جهانگردان ايجاد نموده است.توليد ناخالص داخلي سرانه در PPP در سال 2000 معادل 83(13th) است. نيروي كار به شرحذيل قابل تقسيم است:

 11 درصد در بخش كشاورزي

 33 درصد در بخش صنعت

 56 درصد در بخش خدمات

شاخصهاي اقتصادي

از جمله شاخصه هاي اصلي اقتصادي كشور اسپانيا، شاخصه نرخ مصرف مصرف كنندگان آن كشور مي باشد .طي سالهاي اخير شاخص PT دركشور اسپانيا رو به افزايش بوده است به طوريكه اين ميزان طي سال 1980 بر 15.2%  و طي سال 2001 بر 3.4% بالغ گرديد. ازجمله ديگرشاخصه هاي اقتصادي كشورميتوان به نرخ معاملات جاري پزوتا با دلار آمريكا اشاره نمود كه طي سالهاي اخير با تغييرات عمده اي مواجه بوده است. به عبارت ديگر يك دلار آمريكا طي سال 1975معادل60 پزوتا و 10سال بعد معادل 170 پزوتا ارزش گذاري مي گرديد.بعدها طي سال 1990اين نرخ به 102وطي سال2000بر196.21پزوتا بالغ گرديد.طي سال2001برابري پزوتا و دلار به 188.80پزوتا ونرخ برابري پزوتا با يورو نيزبر166.386پزوتا بالغ گرديد.طي سال2000 توليد ناخالص داخلي كشور((GDP بر1012933پزوتا بالغ گرديدكه به نسبت سالهاي گذشته از رشد چشمگيري برخوردار بوده است .با توجه به نيروي استخدامي و فعال كشور اسپانيا، 5 دوره مشخص به شرح ذيل ازسال 1970 تا كنون قابل شناسايي است: از سال1974نيروي استخدامي كشور ازرشد متوسط و سطح پاييني از لحاظ جذب نيرو منطبق با اهداف گسترده دهه 60 برخوردار بوده است.

از سال1977با آغازدوره انتقال سياسي،جمعيت استخدامي و فعال كشور ازروند ثابتي برخوردار بوده است.گفتني است كه اين دوره مصادف با بحران اقتصادي جهان و افزايش نرخ توليد انرژي مي باشد.

از سال1977 تا 1980كاهش چشمگيري در نرخ استخدامي افراد قابل ملاحظه مي باشد.اين درحاليست كه از سال1981 تا 1984 ابعاد متغيري از افزايش نرخ جمعيت فعال مشهود بوده و طي سال 1985 ،3 ميليون نفر معادل 21% نيروي كار كشور فاقد شغل بوده اند.وقوع بحران جهاني پس از سال 1992به بروز ضعف در رشد نيروي كاري و برجاي ماندن اثرمعكوس بر بودجه ملي در مقابل رشد تجارت خارجي منجرگرديد.ازسال1993 تاكنون، بهبود وضعيت اقتصاد جهاني به رشد اقتصادي كشورهاي عضو اتحاديه اروپا و كاهش بيكاري منجر گرديده و نرخ بيكاري و استخدام هاي موقت به ميزان30% كاهش يافته است.طبق آخرين آمار بدست آمده و تخميني، رشدحضور زنان درفعاليتهاي اقتصادي طي سال2001 بر63% و طي سال2020 بر126 درصد بالغ مي گردد.بالغ بر8.99 % از نيروي فعال مرد و18.91 درصد از نيروي فعال زنان اسپانيايي از نعمت شغل محروم مي باشند.درميان جوانان رده هاي سني16 تا19 سال 26.24 درصد مردان و43.7 % زنان بيكار بوده و درجستجوي شغل مي باشند.اين در حاليست كه در رده هاي سني20 تا 24 سال 16.94 درصد از مردان و 28.56% از زنان بيكار مي باشند. به عبارت ديگر، زنان وجوانان بيشترين نرخ بيكاري را به خود اختصاص داده اند.توزيع نرخ بيكاري در يك ناحيه نسبت به نواحي ديگر مختلف مي باشد.

پايين ترين نرخ بيكاري به ترتيب درمناطق باليك لسلس6.48 درصد،درناوار5.99درصد،در لوريوجا 7.27درصد و در وارگون 8.27 و بالاترين نرخ بيكاري نيز به ترتيب درمناطق اندلس22.08درصد،دراكسترماچرا21.87درصد و در استورياس 14.26 در مشهود است.

توليد سرانه داخلي: 14100 دلار (1998)

رشد اقتصادي ساليانه: 7/3 درصد (1998)

تورم ساليانه: 2/4 درصد (1998/1990)

شاخص قيمتهاي مصرفي: 5/107 (1998)

تسعير ارزي: 1 دلار آمريكا معادل 4/149 پزوتا (1998)

غلات وارداتي: 6708592 تن (1998)

وابستگي به واردات مواد غذايي : 12 درصد (98/1997)

استفاده از كودها:  1437 كيلو در ازاي هر هكتار (1997)

صادرات : 984/150 ميليون دلار (1997)

واردات : 605/144 ميليون دلار (1997)

 شاخص هاي رشد اقتصادي طي سال 2000

GDPتوليد ناخالص داخلي

پزوتا(2)

10.293.6

يورو (2)

608.787

توليد ناخالص داخلي نسبت به جمعيت

درصد جمعيت

2.501.089

يورو

15.031.85

نرخ رشد

درصد

7.7

(1) تخمين موقتي

(2) هزار ميليون

ملاحظات علمي

نرخ کل با سوادي : 97 درصد (1995)

نرخ با سوادي مردان : 98 درصد (1995)

نرخ با سوادي زنان : 96 درصد (1995)

نرخ ثبت نامي دانش آموزان

دوره ابتدائي: 100 درصد (97/1990)

دوره متوسطه : 100 درصد (97/1990)

دوره دانشگاهي: 53 درصد (97/1990)

معلمين ابتدائي : يك معلم در ازاي هر 17 دانش آموز (1995)

ساختار آموزشي

مطابق قانون عمومي تحصيلات عمومي مصوب سال1970، مراحل تحصيلي دركشور پادشاهي اسپانيا به شرح ذيل تنظيم گرديده است :

1- مقطع پيش دبستاني که خود از دوره مهدكودك ويزه كودكان رده هاي سني5-2سال و دوره آمادگي ويزه كودكان رده هاي سني 5-4سال متشکل مي گردد.

2- آموزش پايه که براي كودكان رده هاي سني13-6سال برنامه ريزي شده و به دو بخش

بخش ويزه دانش آموزان رده هاي سني10-6سال و بخش ويزه دانش آموزان رده هاي سني13-11سال ) مشتمل مي گردد. شايان ذكر است كه تحصيلات پايه در مدارس دولتي و خصوصي رايگان و اجباري است.

3- مقطع آموزش متوسطه که مدت زمان3سال به طول انجاميده و به دانش آموزان رده هاي سني16-14سال ارائه ميگردد.پس ازگذراندن اين دوره، دانش آموزان ملزم به گذراندن دورة يكساله پيش دانشگاهي مي باشند كه درصورت توفيق در آن ازمجوز حضوردر دانشگاهها برخوردار مي گردند.

4- آموزش عالي که خود بر سه مرحله اساسي مشتمل مي گردد. در مرحلة نخست دانش جويان طي سه سال به درجة ديپلماتورا (کارداني) نايل مي آيند در مرحلة دوم دانش جويان طي دوره آموزش تخصصي دو ساله به اخذ مدرك کارشناسي نائل آمده وغالبا به عنوان مهندس و يا معلم به فعاليت مي پردازند.در مرحله سوم دانشجويان ملزم به دفاع از تز(رساله) تخصصي خود جهت احراز درجة دكتري مي باشند.

مراکز آموزشي

تعداد مراکز آموزشي

      تعداد معلمين

تعداد دانش آموزان و دانشجويان

مدارس ابتدايي

772/18

830/133

939/412/3

مدارس متوسطه

816/4

234/220

801/660/4

دانشگاهها

33

982/48

005/954

کودکان اسپانيايي از سن سه سالگي وارد مهد کودک (La Education infantil) شده و به مدت 3 سال تا سن 6 سالگي اوليه را فرا مي گيرند.  آخرين سال مقطع پيش دبستاني اجباري مي باشد. آموزش ابتدائي (La Education  Obligatoria) از سن 6 سالگي آغاز شده و تاسن 11 سالگي به مدت 5 سال ادامه مي يابد. در اين مدت دانش آموزان ضمن آشنايي با محيط اطراف، خواندن و نوشتن و دروس ابتدائي را فرا مي گيرند. سپس دوره آموزش متوسطه(La Education Segundaria)  ارائه مي گردد. اين دوره بر دو مرحله مشتمل مي گردد طي دوره اول به مدت سه سال دانش آموزان موفق به کسب درجه فارق التحصيل دوره مدرسه و طي مرحله دوم به مدت سه سال دانش آموزان به احراز درجه تحصيلي موسوم به (Bachiller) نائل مي آيند. در صورت تمايل دانش آموزان به ورود به دانشگاه دوره آموزش يک ساله پيش دانشگاهي Curso de orientacion Universitaria)) و يا ورود به دوره هاي آموزش حرفه اي La Formacion Profesinal)) نيز پشت سر گذارده مي شود.

ارزيابي تحصيلي

ارزيابي سيستم آموزشي يكي از جمله عوامل كيفي در ارتقاء کيفيت آموزشي بشمار مي آيد.ارزيابي تحصيلي عمدتاٌ بر تقاضاهاي اجتماعي , نيازهاي آموزشي و فراهم سازي آن براي محصلين و معلمين مدارس و تمرکز بر فرآيندهاي آموزشي و امور اداري مشتمل مي گردد . مطابق قانون ارزيابي عمومي , ارزيابي سيستم آموزشي توسط مؤسسات ملي ارزيابي (INCE)  صورت مي گيرد  . جوامع مستقل نيز عهده دار مسئوليت  اجراء و بكارگيري برنامه هاي ارزيابي و حمايت از بخش (INCE) مي باشند . بخش حاضر مختصراً به توصيف فرآيندهاي خود ارزيابي در سطوح دانشگاهي و غير دانشگاهي پرداخته و همچنين به عوامل حمايتي سيستم ارزيابي عمومي آموزشي و اهداف كلي اين برنامه مي پردازد .

تاريخچه 

سيستم آموزشي اسپانيا براي نخستين بار طي سال 1976 و توسط كميسيون دولتي و ملي مورد ارزيابي قرارگرفت . ارزيابي هاي آموزشي مطابق قانون فرآيند عمومي آموزش(LGE)  مدون سال 1970 به مورد اجرا گذاشته شد . بعدها طي سال 1980 مركز تحقيق و ارزيابي مدارك و اسناد آموزشي (CIDE) اقدام به چندين   ارزيابي ازعناصر اصلي سيستم آموزش غير دانشگاهي نموده . با آغاز سال 1986, بخش نظارتي آموزش فني نيز آغاز به فعاليت نمود. طي فرآيند پويايي سيستم آموزشي (LOGSE)  درسال 1990 ارزيابي هاي مهمي صورت گرفته و  مؤسسة ملي ارزيابي (INCE)  تشکيل گرديد . وظيفة اصلي اين مؤسسه ارزيابي عمومي سيستم آموزش سطوح غير انشگاهي است علاوه بر اين مركز تحقيقات آموزشي (CIDE)  به اجراي ارزيابي و جمع آوري  تحقيقات انجام گرفته آموزشي و تجزيه و تحليل اين قبيل تحقيقات پرداخت . طي سال 1995 , ارزيابي و امور اداري مؤسسات آموزشي مطابق برنامه (LOPEG)  در سال 1995 صورت گرفت . طبق برنامه  (LOPEG) همچنين روند نظارتهاي آموزشي اصلاح گرديد . جوامع مستقل نيز عهده دار مسئوليت  تنظيم و اجراي برنامه هاي ارزيابي توسط مؤسسات ملي  ارزيابي (INCE)  در اجراي ارزيابي عمومي سيستم آموزشي مي باشند . گفتني است که در سطوح دانشگاهي اين برنامه ها توسط شوراي دانشگاهي تنظيم مي گردد . اين شوراها به تنظيم برنامه هاي ارزيابي سيستم دانشگاهي طي  سال هاي 1992 تا 1994  در 17 دانشگاه پرداختند . طرح ملي ارزيابي كيفي دانشگاه ها در پايان سال 1995 برمبناي تجربيات سالهاي قبل به اجرا در آمد. برنامه فوق در طول مدت زمان 5 سال باهدف ارتقاء ارزيابي مؤسسات آموزش عالي و دانشگاهها و ادامة رويه هاي همگون در فرآيندهاي ارزيابي به مورد اجرا درآمد.

خود ارزيابي مؤسسات آموزشي

در فرآيند جديد آموزشي و در قالب برنامة LOGSE ،  خود ارزيابي مؤسسات بصورت اجباري در کليه مؤسسات اجراء مي گردد. اعمال چنين ارزيابي هايي به ارائه پيشنهاداتي  در خصوص قضاوتهاي صحيح در مورد موفقيت تحصيلي دانش آموزان منتهي مي گردد. بعدها مطابق برنامة LOGSE ، اعمال  اينگونه ارزيابي ها در مدارس سراسر کشور گسترش يافت . مؤسسات آموزشي به ارزيابي عملكرد ساليانه خود پرداخته و به ارائه گزارش آن به جوامع مستقل مبادرت مي نمايند. خود ارزيابي دانشگاهها نيز در قالب برنامه هاي خود ارزيابي از دانشگاهها و سنجش كيفيت دانشگاهي به مورد گذارده شد.

خود ارزيابي مراکز آموزش غير دانشگاهي

مطابق هر دو فرآيند (LODE) و (فرآيند پويايي آموزش) و فرآيند مشاركت و ارزيابي امور اداري مؤسسات آموزشي (LOPEG) ، مراکز آموزشي خود عهده دار مسؤوليت ارزيابي تحصيلي و عملكردي خود  در نيل به اهداف پيش بيني شده مي باشند . در مراکز آموزش ابتدايي و مقدماتي و تکميلي متوسطه شوراي مدارس مسؤوليت ارائة ارزيابي برنامه ها و فعاليتهاي دورة تحصيلي و تجزيه و تحليل و موفقيتهاي مكسوبه دانش آموزان مي باشند. مسؤوليت ارائه و ارزيابي پروژه هاي تحصيلي نيز بر عهده شوراي معلمين مي باشد . هدف اصلي شوراهاي مدارس و مؤسسات ارزيابي برنامه هاي ساليانه آموزشي و تنظيم نتايج آن بصورت گزارش و ارائة آن به جوامع مستقل مي باشد . اجراي برنامه هاي خود ارزيابي در مدارس و مراکز  غير دانشگاهي از سابقه چند ساله برخوردار مي باشد. در اين خصوص وزارت آموزش طي سال 97-1996  به اجراي برنامه هاي ارتقاء  سالانه راندمان آموزشي (PAM)  پرداخت . هدف از اجراي اين برنامه ها، ارتقاء مديريت كيفي سيستم آموزشي کشور مي باشد. برنامه هاي فوق نيز خود بر مدل خود ارزيابي مؤسسات آموزشي عمومي مبتني بر منابع اروپايي در مديريت كيفي (EFQM)  مشتمل مي گردد. برنامه فوق به مدارس كمك مي كند تا به شكل دهي و بهبود برنامه هاي سالانة خود (PAM)  و تجزيه و تحليل و اجراي اين مدل بپردازند .جوامع مستقل نيز عهده دار مسؤوليت اجراي برنامه هاي ارزيابي در مدارس منطقه اي تحت نظارت خود و ادارة مدلهاي خود ارزيابي مي باشند . ارزيابي مؤسسات آموزشي خود منطبق بر مراکز آموزشي جوامع  مستقل مي باشد نتايج ارزيابي هاي تحصيلي به عمل آمده ارتقاء برنامه هاي تحصيلي و نهايتاً كمك به دانش آموزان در ارتقاء كيفيت آموزشي آنان منتهي مي گردد.

خود ارزيابي مراکز آموزش عالي

دانشگاههاي اسپانيا موظف به ارائه گزارش سالانه و جامع در خصوص فعاليتهاي تحقيقي و آموزشي به جوامع مستقل و شوراي دانشگاهها مي باشند. همانگونه که قبلاٌ نيز بدان اشاره گرديد، طرح ملي ارزيابي كيفي دانشگاهها طي سال (2000 – 1995) و پيرو آن طرح دوم طي سال 2001  به اجراء در آمد . لازم به ذکر است که طرح ملي ارزيابي به مورد اجرا در آمد. طي طرح دوم ارزيابي دانشگاهها، پروژه هاي آموزشي و ويژگي هاي ثابت اين پروژه ها با ارائة اصول تجديد نظر در اين راستا مورد تأکيد مي باشد. سيستم ارزيابي اين بخش خود بر 3 مرحله خود ارزيابي داخلي،  ارزيابي خارجي و ارائة گزارش به واحدهاي ارزياب مشتمل مي گردد. گفتني است که گزارش مذکور در شوراي دانشگاهي مورد بررسي قرار مي گيرد. جوامع مستقل نيز به تشكيل آژانس هاي ارزيابي دانشگاهي در راستاي برقراري هماهنگي با طرح دوم كيفيت دانشگاهي مبادرت مي نمايند.

ارزيابي سطوح ايالتي و محلي

جوامع مستقل به اقداماتي در جهت كمك به ارزيابي سيستم آموزشي در حوزة مديريتي خود مي پردازند. از جمله چنين مؤسساتي مي توان به مؤسسة ارزيابي كيفيت آموزش جزاير قناري ، شوراي عالي ارزيابي و آموزش معلمين اندلس و مؤسسه ارزيابي كيفيت آموزشي در جامعة والنسيا اشاره نمود. از جمله ره آوردهاي اين مؤسسات مي توان به تغيير سيستم آموزشي مؤسسات ، ارزيابي سطوح مختلف سيستم آموزشي و اجراي تجديد نظر در برنامه هاي داخلي و خارجي مؤسسات آموزشي ، اشاره نمود. برنامة (LOPEG) هيئت بارزسين آموزشي آغاز به فعاليت نمود. از جمله وظايف اصلي هيئت مذکور در بخش نظارت و سرپرستي مي توان به نظارت و سرپرستي بر عملکرد مؤسسات آموزشي از نقطه نظر عملياتي، برقراري هماهنگي و ارتقاء كيفيت آموزش و عملكرد مدارس و بهبود فرآيندهاي تعليمي ، مشاركت در ارزيابي سيستم آموزشي مدارس ، بررسي وظايف مديريتي حوزه آموزش ارائه خدمات مشاوره و اطلاعاتي به بخش هاي مختلف جامعة آموزشي ، ارائه گزارشاتي از برنامه ها و فعاليتهاي آموزشي جوامع مستقل اشاره نمود.

ارزيابي غير دانشگاهي

نهادهاي مرکزي

مؤسسة ملي ارزيابي كيفيت تحصيلي (INCE)  كه در قالب برنامة LOGSE   ايجاد شده است،  تحت حکم سلطنتي مصوب ژوئن سال 1993 اداره مي گردد.  مرکز ملي فوق متصدي ارزيابي سطوح آموزشي مبتني بر مصوبة سلطنتي است که بر طبق آن اهداف اوليه مرتبط با جوامع مستقل و مطابق با تصميمات وزارت آموزش ، فرهنگ و ورزش مي باشد . از جمله مهم ترين وظايف مؤسسه ملي ارزيابي کيفيت تحصيلي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

ارزيابي حدود دورة هاي تحصيلي سطوح مختلف ، مراحل و درجات سيستم آموزشي، انجام تحقيق و  مطالعه در خصوص ارزيابي سيستم، ارزيابي عمومي نوآوري هاي آموزشي و ارائه نتايج آن، اجراي وسيع سيستم ارزيابي اثر بخشي، اجراي سيستم خود ارزيابي مؤسسات، تدارك و مبادلة اطلاعاتي با جوامع مستقل و اتخاذ تصميماتي در اين خصوص، تدارک اطلاعات از بخش هاي مختلف جامعه و ارائه نتايج آن ، توزيع و انتشار نتايج ارزيابي ها و رشد نوآوري ها در فرآيند ارزيابي تحصيلي.

ارزيابي دانشگاهي

نهادهاي مرکزي

مسؤوليت ارزيابي سيستم آموزشي دانشگاههاي کشور بر عهده شوراي دانشگاهي مي باشد. شوراي مذکور طي اجراي طرح دوم كيفيت دانشگاههاي کشور (آوريل سال 2001 ) تشکيل يافته و به صورت منظم به فعاليت در دانشگاههاي جوامع مستقل مبادرت مي نمايد. شوراي دانشگاهي همچنين مسؤول مديريت هماهنگي و ارتقاء برنامه هاي آموزشي مي باشد. فرآيند ارزيابي دانشگاه هاي کشور در قالب سه مرحله خود ارزيابي ، ارزيابي خارجي ، ارائه گزارش پاياني به دانشگاه ها و واحدهاي ارزيابي، به اجرا در مي آيد. گزارش سالانة شوراي دانشگاهي و گزارش واحدهاي ارزيابي در پايان هر سال جمع بندي شده به جوامع مستقل ارائه مي گردد. مديريت واحدهاي فني دانشگاهي نيز به ارائة گزارشات خود ارزيابي دانشگاهي پيش از ارزيابي خارجي كميته ها و شوراي دانشگاهي مبادرت مي نمايد. شوراي دانشگاهها و يا مؤسسات مديريتي مشابه به مطابقت برنامه ها با پروژه هاي ارزيابي و محاسبة تكميل اهداف پيشنهادي در اين زمينه مي پردازد . علاوه براين، شوراي دانشگاهها برسيستم اطلاعاتي در فرآيند ارزيابي و نتايج آن تأكيد مي نمايد. كه درقالب 2 بخش اول (ارائة اطلاعات در خصوص موقعيتهاي فرآيند ارزيابي دانشگاههاي اسپانيا در طول برنامه و تدارک فهرستي از شاخص هاي اطلاعاتي از نتايج ارزيابي هاي به عمل آمده) اجرا مي گردد. جوامع مستقل نيز از سيستم مديريتي خاص خود در اجراي ارزيابي تحصيلي برخوردار مي باشند كه به تشكيل آژانس هاي ارزيابي و هماهنگي طي طرح دوم ارتقاء كيفيت دانشگاهي منتهي گرديد.علاوه بر اين اجراي فرآيند پويايي دانشگاههاي کشور (LOU) طي دسامبر سال 2001، مراكز ملي سنجش كيفي مطابق مكانيزمهاي ارزيابي و معيارهاي عملكردي سطوح عالي آموزشي تشکيل گرديد. لازم به ذکر است که اين مراكز به ارزيابي نوع تحصيلات، تحقيقات، مديريت و فعاليتهاي آموزشي و خدمات  و برنامه هاي دانشگاهي به منظور ارائة اطلاعات مناسب در روند تصميم گيري مبادرت مي نمايند.

آموزش بزرگسالان

تاريخچة

باوجودي كه آموزش بزرگسالان در كشور اسپانيا در گذشته نيز مورد توجه بوده است‌، اما طي دورة دومين جمهوري از رشد جدي برخوردار گرديد. به نحوي‌كه در سال1970 به‌عنوان نوع آموزش‌ جهت  مبارزه با بي‌سوادي معرفي گرديد. در سال1950 كميتة مبارزه با بي‌سوادي ( Junta Contra e1 Analfababetismo) ايجاد گرديد. و به سازمان دهي آموزش بزرگسالان در طول 4 سال مشتمل بر  آموزش مقدماتي بي‌سوادي و آموزش افراد كم‌سواد و نوسواد مبادرت نمود. به واسطه غني سازي فرهنگي، و آموزش حرفه‌اي طي سال1960، نيازهاي نشأت گرفته از رشد اقتصادي اسپانيا به ايجاد چالش‌هاي قانوني در آموزش‌هاي منجر گرديد. در اين راستا برنامه‌هاي آموزش‌حرفه‌اي ويژه كارگران و كادر حوزه فني طراحي گرديد. و در سال 1964 به اجراء در آمد. اگر چه بعد وسيعي از برنامه‌هاي آموزش حرفه‌اي خيلي موفقيت آميز نبودند،‌اما تا مدت زمان10 سال ادامه داشتند با اجراي فرايند عمومي آموزش ( LGE) طي  سال1970، ساختار آموزش بزرگسالان تقويت گرديد. اين فرايند به تنظيم آنواع آموزش‌ها تخصص‌ها براي مؤسسات آموزش بزرگسالان پرداخت.. طي سال1973برنامة آموزش بزرگسالان بصورت ثابت‌به مورد اجرا در‌آمده،‌ توسعه يافته و با اهداف برنامة LGE متناسب گرديد. عمده توجه اين برنامه به‌ آموزش افراد بزرگسال در رشته‌هاي  تجربي بود. در اين اثناء،‌ آموزش بزرگسالان برمبناي آموزش عمومي (EBG) در قالب 3 مرحله بنا گرديد. از جمله ويژگي‌هاي ديگر دهة80-1970 مي‌توان به توسعة آموزش غيررسمي  بزرگسالان  اشاره نمود. در اين اثناء، مركز آموزش مقدماتي خصوصي بزرگسالان CENEBAD)  و مركز پيش دانشگاهي ويژه بزرگسالان (INBAD) آغاز به فعاليت نمودند. گفتني است كه اين مراكز برحسب قدرت‌ آموزشي موجود به مراكز مختلف ديگري نيز در اين دهه تبديل شدند.پس از دهة90-1980درجه بندي رشته‌هاي آموزش بزرگسالان از نظر كمي و كيفي مطابق با تقاضاهاي موجود عنوان گرديد. از جمله ديگر رشته‌هايي كه از رشد بيشتري در اين اثناء برخوردار بودند مي‌توان به رشته هاي منتهي به اخذ مدارك عالي تحصيلي اشاره نمود. از اين روي تأكيد مدل LGE ويژه مؤسسات آموزش بزرگسالان به عدم ارائه آموزش‌هاي  رسمي و آماده سازي افراد يزرگسال جهت ورود به دوره‌هاي  آموزش عالي بود. طراحي و اجراي فرآيند پوياي آموزشي (LOGSE) طي سال 1990 به ايجاد  چارچوب جديد آموزش بزرگسالان در اسپانيا منجر شد. برنامة LOGSE  به بهبود مفهوم جديد آموزش بزرگسالان مبتني برايدة آموزش مستمر پرداخت كه اين اصول خود مبتني برسيستم آموزش عمومي كشور است. از اين روي، اين برنامه نيازهاي آموزشي دانش‌آموزان نياز به انتقال افراد بزرگسال به سطوح مختلف آموزشي را مرتفع نمود.

ساختار آموزشي

آموزش بزرگسالان بر فعاليتهاي آموزشي مختلفي مشتمل مي‌گردد كه به افراد بزرگسال اجازه آموزش در سطوح مختلف سيستم آموزشي را مي‌دهد. آموزش رسمي بزرگسالان خود بر 3 سطح آموزشي (سطح ابتدايي، سطح آموزش پايه بزرگسالان و سطح متوسطه منتهي به اخذ مدرك آموزش متوسطه مشتمل مي‌گردد. از جمله مدارك تحصيلي آموزش رسمي بزرگسالان مي‌توان به مدارك (Graduado Esco1 ar ) تكنسين آموزش حرفه‌اي، مدرك آموزش متوسطه و مدركBachiller  (مدرك ورود به دانشگاه ويژه افراد برخوردار از رده سني بالاتر از 25 سال اشاره نمود. آموزش غيررسمي بزرگسالان نيز خود بر برنامه‌هاي مناسب آموزش‌ فرهنگي و اجتماعي،‌ آموزش‌هاي حرفه‌اي و ضمن خدمت و آموزش زبان اسپانيايي به خارجيان مشتمل مي‌گردد. اين قبيل آموزشها عموماً نظري بوده، از طريق مراجع آموزشي ارائه شده و به واسطه حضور داوطلبين بزرگسال در مراكز كاري تكميل  مي‌گردد.

سياست‌هاي آموزشي

مطابق برنامة LOGSE،سازماندهي و روش‌شناسي آموزش بزرگسالان، بر خودآموزي مبتني بر آزمايش و امتحان، نيازها و علايق محصلين تأكيد دارد. متدهاي آموزشي بزرگسالان اغلب به واسطه تجربة مشاركتي، محاسبة دانش قبلي و پيشرفت تحصيلي افراد بزرگسال، تشويق افراد بزرگسال به گفتگو و مشاركت و تشكيل تيم‌هاي كاري طراحي مي‌گردد. در اين برنامه‌ها همچنين توجه عمده‌اي به نيازمنديهاي زنان بزرگسال معطوف گرديده و زنان به گروههاي فاقد جنبه‌هاي  آموزش پايه‌ دسته‌بندي مي‌گردند.

قوانين آموزشي

مطابق قانون آموزشي LOGSE  گام‌هايي در جهت سازماندهي سيستم آموزش بزرگسالان و تأكيد بر نيازها و ويژگي‌هاي اين گروه از افراد تحصيل كرده برداشته است. قانون فوق به ارائه راهنمايي‌هايي در جهت تنظيم آموزش بزرگسالان از جمله استاندارد سازي آموزش در اين بخش مباردت مي‌نمايد. از اين روي مطابق قانون مذكور، در سيستم آموزش بزرگسالان آموزش صحيح در كلية سطوح و درجات به افراد بزرگسال و مواجه با مشكلات جسماني و ذهني منطبق با سطوح ضروري تحصيلي ارائه مي‌گردد. از جمله مهم‌ترين اهداف آموزش‌بزرگسالان مي‌توان به كسب آموزش پايه، ارتقاء معلومات حرفه‌اي و بهبود و توسعه توانايي‌هاي  مورد نياز افراد بزرگسال در مشاركت با زندگي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي اشاره نمود. مبناي اين قبيل اهداف در جوامع مستقل متفاوت بوده و اين جوامع به طراحي اهداف و سياست هاي آموزش بزرگسالان در حوزة مديريتي خود  مي‌پردازند. در اين راستا حتي برخي از جوامع نظير اندلس (1990 )  كاتالونيا (1991 ) و والنسيا (1995 )  به وضع قوانيني در خصوص آموزش بزرگسالان مبادرت نمودند. نهايتاً لازم به ذكر است كه قانون اجرايي برنامة LEG هم چنان معتبر بوده و اثراتي برجنبه‌هاي  مختلف آموزش بزرگسالان دارد. در پايان دوره هاي آموزش بزرگسالان از افراد برخوردار از رده سني بالاتر از آموزش پايه آزموني به عمل آمده و يا مدرك (Graduado Escolar ) يا مدرك تكنسين ارائه  مي‌گردد.

نهادهاي مركزي

وزارت آموزش، فرهنگ و ورزش اسپانيا از قدرت عمومي براي اجراي جنبه‌هاي پايه‌اي سيستم آموزشي برخوردار بوده و عهده دار مسؤوليت برقراري ارائة نظم عمومي در آموزش بزرگسالان است. اين وزارتخانه همچنين به تعيين، حداقل نيازهاي مراكز آموزش بزرگسالان و برنامه‌ريزي براي اين مراكز مبادرت مي‌نمايد. در اين ميان مراجع مسئول وزارت آموزش به ارائة اصول مديريت آموزش بزرگسالان در جوامع مستقل مي‌پردازند. نهادهاي منطقه‌اي جوامع مستقل نيز عهده دار مسؤوليت ايجاد مراكز آموزشي، ادارة نيروي انساني، بهبود برنامه‌ريزي آموزشي، مديريت آموزشي و تصميم‌گيري در خصوص اجراي حدود معين در سيستم آموزش بزرگسالان مي‌باشند. ماهيت ويژة آموزش بزرگسالان به گونه‌اي است كه مشاورين شهري به اعمال بيشترين تلاش در جهت سازماندهي اين قبيل آموزش‌ها مبادرت نموده مراجع تصميم‌گيري وزارت آموزش نيز عهده‌دار مسؤوليت ادارة مراكز عمومي آموزش بزرگسالان و سازماندهي فعاليت‌هاي اين مراكز و حمايت از مراكز خصوصي آموزش بزرگسالان مي‌باشند. مراجع غير آموزشي ديگر نيز در سازماندهي آموزش بزرگسالان سهيم مي‌باشند. كه در اين ميان مي‌توان از صاحبان مشاغل  نام برد. مؤسسات استخدامي تحت نظارت وزارت كار و امور اجتماعي و جوامع مستقل نيز به ارائة رشته‌هاي  آموزش حرفه‌اي متناسب با نيازهاي بازار كار و مطابق با افراد فاقد شغل و بي‌سواد مبادرت مي‌نمايند. علاوه بر اين، مراكز عمومي و تخصصي ديگر آموزش بزرگسالان با همكاري وزارت دادگستري، وزارت امورخارجه و وزارت دفاع تشكيل مي‌يابد. كه از آن جمله مي‌توان به برگزاري دوره‌هاي مقدماتي و پايه براي زندانيان داخلي و به ويژه زندانيان اسپانيايي زنداني در كشورهاي خارجي و اجراي برنامه‌هايي در جهت توسعة فرهنگي آموزش مقدماتي افراد شاغل در رشته‌هاي نظامي و ارتش اشاره نمود. گفتني است كه  مديريت و تأمين مالي اين قبيل مراكز آموزش توسط وزارت خانه‌هاي فوق صورت مي‌گيرد. جوامع مستقل متفاوت به تنظيم برنامه‌هاي آموزش بزرگسالان در حوزه‌هاي مديريتي خود و تعيين حدود برنامه‌هاي آموزشي مي‌پردازند. از اين روي، با مراكز آموزش پايه و متوسطه در ارتباط مستقيم مي‌باشند. درسال1992 وزارت آموزش به تجديد و بهبود عملكرد مراكز آموزشي بزرگسال(CIDEAD) مبادرت نمود.

برنامه‌هاي آموزشي

رشته ها و برنامه‌هاي آموزشي مراكز  آموزش بزرگسالان در مدارس آموزش پايه مؤسسات آموزش متوسطه نيز ارائه مي‌گردد اين رشته ها نيمه وقت بوده و اغلب كلاس‌ها عصرها برگزار مي‌گردد. مؤسسات آموزشي بزرگسالان بصورت ويژه به ارائة رشته‌هاي  تمام وقت  مي‌پردازند. علاوه براين،‌ مؤسسات به ارائه فعاليت‌هاي فرهنگي و اجتماعي به افراد بزرگسال مبادرت نموده و از سري قوانين كاربردي در مؤسسات آموزشي خود پيروي  مي‌نمايند. مدارس رسمي زبان نيز به آموزش‌هاي كافي در ارتباط با زبان خارجي و زبان‌هاي رسمي ديگر كشور به افراد بزرگسال مبادرت مي‌نمايند.

اهداف آموزشي

از جمله مهم‌ترين  اهداف آموزشي مراكز آموزش بزرگسالان مي‌توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1- انجام تحقيقاتي پيرامون نيازهاي آموزشي گروه‌هاي مختلف بزرگسالان

2- اتخاذ برنامه‌ريزي‌هاي صحيح و كارآمد براي بزرگسال

3-  ارائه خدمات مشاوره تحصيلي به كليه افراد بزرگسال و افراد مواجه با مشكلات جسماني و ذهني.

4-  انطباق برنامه‌هاي آموزش بزرگسال با برنامه هاي آموزش عمومي

5-  توسعه برنامه‌هاي آموزش معلمين مراكز آموزش بزرگسالان

6-  بهرة گيري از ارتباطات و اطلاعات تكنولوژيك در حوزه آموزش بزرگسالان

مراكز خصوصي آموزشي

مؤسسات خصوصي آموزش بزرگسالان در قالب 2 واحد بزرگ ذيل طبقه‌بندي مي‌گردد:

1- مؤسسات غير انتفاعي : مراجع مختلفي به سرمايه‌گذاري در اين مؤسسات مبادرت مي‌نمايند. اين مؤسسات نقش مشخصي در اجراي فعاليتهاي اجتماعي داشته و در اين راستا به ارائة درجه‌بندي‌هاي  وسيع فرهنگي مي‌پردازند. دانشگاه‌ها و مدارس مردمي جزء چنين مؤسساتي مي‌باشند..

اتحاد دانشگاههاي مردمي اسپانيا (FEUP) و ارتباط نزديك آنها با نهادهاي محلي گسترده است. مؤسسات غيرانتفاعي عموما با هم در ارتباط بوده اما توسط بخش‌هاي عمومي ديگر سرمايه‌گذاري  مي‌شوند. آن دسته از مؤسساتي كه به آموزش بزرگسالان توجه دارند، در حوزه‌هاي فرهنگي و اجتماعي فعاليت داشته و به ارائه آموزش جامع پرويكتو  در جهت افزايش دانش فني و كاري افراد بزرگسال مي‌پردازند. مداخله فرهنگي و اجتماعي گروه‌هاي حاشيه‌اي به ارتقاء مشاركتهاي اجتماعي و كسب منابع اجتماعي در حوزه آموزش بزرگسالان منجر گرديده و اين مؤسسات اصولاً به سرمايه‌گذاري در حوزه‌هاي روستايي به عوض حوزة شهري مبادرت مي‌نمايند. مدارس مردمي بزرگسالان در روند همكاريهاي آموزشي بزرگسالان تحت عنوان () گروه‌بندي مي‌گردند.  تركيبي از گروه‌هاي اجتماعي است كه در فعاليت‌هاي آموزش بزرگسالان همكاري داشته و به ارتقاء جامع تحصيلي و حمايت از كليه اعضاي جامعه مبادرت مي‌نمايند.

2 ـ سازمانهاي انتفاعي ( خصوصي ) : كه به ارائة آموزش حرفه‌اي غيررسمي و آموزش زبان خارجي با زمينة غيررسمي به افراد بزرگسال مبادرت مي‌نمايند.

آموزش پايه بزرگسالان

آموزش پايه بزرگسالان در قالب 3 مرحله در اكثريت جوامع مستقل از جمله مناطق مختلف كشور اسپانيا كه مبادرت به اجراي برنامه‌هاي آزمايشي آموزش بزرگسالان نموده‌اند مي توان به منطقه اندلسي (از سال 1997 تا كنون)، منطقه ناوارو (از سال 1991)، منطقه گاليسيا (از سال 1997) و ايالت باسك و جزاير قناري (از سال 1998) اشاره نمود.

ساختار آموزشي

ساختار اصلي آموزش پايه بزرگسالان بر آموزش افراد بالاي رده سني 18 سال است كه فاقد ابزارهاي تكنيكي آموزشي  مي‌باشند، استوار است. اين در حالي است كه امكان ثبت‌نام از افراد بين رده‌هاي سني 16 تا 18 سال كه فاقد امكانات خاص بوده و يا با شرايط استثنايي مواجه بوده و از حضور در سيستم عمومي آموزشي محروم مي‌باشند، وجود دارد. سطح اول يا سطح ابتدايي، نيازهاي آموزشي‌ پايه‌ و مهارتهاي پايه‌ افراد بزرگسال را تحت پوشش قرار مي‌دهد كه بر مهارت در خواندن، نوشتن و رياضيات مشتمل مي‌گردد. سطح دوم آموزش پايه بزرگسالان نيز به ارائه دانش كلي و آشنايي افراد بزرگسال با تكنيك‌هاي مختلف آموزشي اعم از آموزش حرفه‌اي تأكيد دارد. از جمله ديگر اهداف اصلي آموزش پايه بزرگسالان مي‌توان از آموزش زنان، زندانيان و كادر نظامي كشور اشاره نمود.

اهداف آموزشي

از جمله مهم‌ترين اهداف آموزش پايه بزرگسالان مي‌توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1- ارائة دانش و مهارتهاي پايه در جهت پرورش اجتماعي دانشجويان و ارتقاء قابليت آنان در بازار كار.

2- دستيابي افراد بزرگسال به قابليت كسب تكنيك‌هاي آموزشي نظير خواندن، نوشتن و رياضيات.

3- توانايي افراد بزرگسال در درك و فهم زبان و اعداد كه مستلزم برطرف‌سازي نيازمندي‌هاي روزانه آنان و درك واقعي از زمينه‌هاي اجتماعي است.

4- كسب آموزش‌هاي حرفه‌اي و مشاركت افراد بزرگسال در جنبه‌هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي جامعه.

دوره‌هاي آموزشي

دوره‌هاي تحصيلي آموزش پايه بزرگسالان به ارتقاء و كسب دانش و مفاهيم شخصي محدود نگرديده بلكه به ارتقاء‌ كليه توانايي‌ها و رشد مشاركتهاي اجتماعي اشخاصي منتهي مي‌گردد. در اكثر جوامع مستقل طي سطح مقدماتي آموزش پايه بزرگسالان بر مفاهيم، جريانها و طرز تفكرها و سازماندهي اين موارد تأكيد مي‌گردد. اين در حالي است كه طي سطح دوم آموزش پايه بزرگسالان توجه عمده بر تنظيم مفاهيم جامع مشتمل بر جنبه‌هاي پايه آموزشي اعم از آموزش زبان اسپانيايي و زبان‌هاي رسمي ديگر و ساير دروس نظير رياضيات، علوم طبيعي و اجتماعي مطابق با جوامع مستقل معطوف مي‌گردد. از سوي ديگر،‌ طي سطح اول آموزش پايه بزرگسالان توجه عمده منحصراً بر كلاس‌هاي آموزشي معطوف گرديده و طول مدت كلاسها متناسب با نيازهاي دانش‌آموزان متفاوت مي‌باشد گفتني است كه آموزش سطح اول بر 12 هفته آموزشي و آموزش سطح دوم بر 16 هفته آموزشي (آموزش 2-1 ساله) مشتمل مي‌گردد. كليه كلاس‌هاي آموزش پايه بزرگسالان 45 دقيقه است. علاوه بر اين، فعاليت‌هاي مشاوره‌اي و فوق برنامه نيز در طول هفته به افراد بزرگسال ارائه مي‌گردد.

ارزيابي تحصيلي

ارزيابي تحصيلي در سطوح اوليه آموزش پايه‌ بزرگسالان به صورت متداوم و مستمر صورت گرفته و طي آن ويژگيهاي شخصي و اهداف افراد بزرگسال مورد ارزيابي و بررسي قرار مي‌گيرد. علاوه بر اين نوع از ارزيابي‌ها،‌ جوامع مستقل نيز به ارزيابي اوليه افراد بزرگسال تأكيد داشته و در اين خصوص براي مشاوره‌هاي تحصيلي با افراد بزرگسال بهره مي‌گيرند. به طور كلي مي‌توان گفت كه فرآيند ارزيابي تحصيلي افراد بزرگسال بر پيشينة آموزشي افراد و علايق، نيازها و انتظارات كاري آنان مشتمل مي‌گردد.

گواهينامه‌هاي آموزشي

در پايان سطح اول و در هر واحد از سطح دوم آموزش پايه بزرگسالان،‌ مدارك تحصيلي به فارغ التحصيلان اعطا احراز مدارك علمي منوط به دستيابي افراد بزرگسال به اهداف اين سطح  آموزشي است،‌ از اين روي،‌ اگر دانش‌آموزان موفق به احراز اهداف سطح اول يا هر واحد از سطح دوم آموزش بزرگسالان نكردند،‌ مردود شناخته شده و نتيجه فوق در گزارشهاي ارزيابي شخصي آنها درج مي‌گردد.

آموزش متوسطه بزرگسالان

مطابق برنامة LOGSE، مراجع آموزشي مختلف ملزم به ارائه برنامه‌هاي  تحصيلي به افراد بزرگسال در جهت رسيدن آنان به آموزش پايه‌ متناسب با برنامه‌هاي آموزش متوسطه (ESO) مي‌باشند. در كليه جوامع مستقل، مدرك آموزش متوسطه بزرگسالان پس از گذراندن 2 سال تحصيلي به فارغ التحصيلان  اعطا مي‌گردد. جوامع مستقل به ارائه راهنمايي‌هايي در جهت ارتقاء‌ دورة تحصيلي و قادر ساختن بزرگسالان در احراز مدرك فارغ التحصيلي آموزش متوسطه مبادرت مي‌نمايند. اين جوامع همچنين به اتخاذ راه‌هايي در جهت نيل به اهداف، مفاهيم و معيار ارزيابي تحصيلي آموزش متوسطه مبادرت مي‌نمايند.

ساختار آموزشي

برنامه‌هاي آموزش متوسطه بزرگسالان به افراد رده سني بالاي 18 سال ارائه مي‌گردد. اين افراد در صورتي مي‌توانند در اين دوره ها شركت كنند كه از مدرك آموزش ششم ابتدايي و يا مدرك معادل آن برخوردار بوده و يا به قبولي در آزمون نهايي سطح دوم آموزش پايه بزرگسالان نائل آمده باشند.

گفتني است كه افراد برخوردار از رده سني بين 16 سال تا 18 سال نيز از مجوز حضور در مدارس متوسطه بزرگسالان برخوردار مي‌باشند، اما بدليل داشتن شرايط استثنايي از حضور در مدارس عادي محروم مي‌باشند. سيستم آموزش متوسطه بزرگسالان بصورت سيستم چرخشي است به افراد بزرگسال ارائه مي‌گردد. ساختار آموزش متوسطه بزرگسالان،‌ ساختار منعطف آموزشي است كه در قالب 4 واحد تحصيلي طي 2 سال جهت حضور در مرحلة دوم آموزش متوسطه، گذراندن مرحله اول آموزش متوسطه الزامي است. جهت حضور در مرحله سوم آموزش متوسطه نيز قبولي در آزمون مرحله دوم و برخورداري از مدرك (ESCOLAR) يا معادل آن الزامي است. جهت حضور در مرحله چهارم آموزش متوسطه نيز قبولي در آزمون مرحله سوم و احراز نمرات بالا در حداقل 2 درس الزامي است.

دوره‌هاي آموزشي

دروه‌هاي آموزش متوسطه بزرگسالان، با نيازها و علايق آنان منطبق بوده و در قالب 4 رشتة علمي ارتباطات، علوم اجتماعي، رياضيات و علوم طبيعي به آنان ارائه مي‌گردد. هر يك از اين 4 رشته در واحدهاي مستقلي سازماندهي شده و متناسب با مفاهيم بعدي آموزشي مي‌باشند. هر حوزة دانش به 4 واحد تقسيم مي‌گردد كه هر فرد ملزم به انتخاب 1 واحد از اين 4 واحد با اختيار خود مي‌باشد.

سياستهاي آموزشي

مطابق برنامة LOGSE، سازماندهي و روش‌شناسي آموزش متوسطه بزرگسالان مبتني بر خودآموزي افراد و منطبق بر تجربيات، نيازها و علايق آنان مي‌باشد. از اين روي، معلمان مراكز متوسطه بزرگسالان ملزم به تطبيق روش‌هاي خود با علايق افراد، توانايي‌ها و ويژگي‌هاي آنان و توجه به ويژگيهايي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي اين افراد در محيط‌هاي اجتماعي مي‌باشند.

گواهينامه آموزشي

آندسته از افراد بزرگسال كه موفق به اتمام چهارمين مرحله آموزش متوسطه مي‌گردند،‌ به احراز مدرك فارغ‌التحصيلي آموزش متوسطه نائل مي‌آيند. از اين روي كليه افرادي كه مجاز به دريافت اين مدرك مي‌باشند،‌ ملزم به گذراندن موفقيت‌آميز كليه واحدهاي درسي مي‌باشند.

مراكز پيش دانشگاهي بزرگسالان

مطابق برنامة LOGSE، آندسته از بزرگسالاني كه قصد ورود به مراكز پيش‌دانشگاهي را دارند،‌ ملزم به برخورداري از مدرك فارغ التحصيلي آموزش متوسطه مي‌باشند.

مراكز پيش دانشگاهي از كلاسهاي حضوري در هر جامعة مستقل برخوردار مي‌باشند. از سال 1998 وزارت آموزش به ارائه آموزش غيررسمي پيش‌دانشگاهي بزرگسالان در كليه جوامع مستقل و دخالت در نحوة مديريت اين مراكز مبادرت نموده است. جوامع مستقل نيز مطابق فرآيند آموزشي به ارائه آموزش پيش‌دبستاني به افراد بزرگسال مبادرت نمودند.مراكز خصوصي پيش دانشگاهي براي آن دسته از اشخاصي طراحي گرديده است كه از مدرك آموزش متوسطه برخوردار بوده اما از شركت در كلاس‌هاي حضوري محروم مي‌باشند. به طور كلي مي‌توان گفت كه اين شكل خاص آموزش براي افراد بالاي رده سني 18-16 سال كه از شرايط خاص برخوردار بوده و از تحصيل به طريق عادي محروم مي‌باشند، تدوين شده است.

گواهينامه آموزشي

آندسته از بزرگسالاني كه موفق به اتمام دورة پيش دانشگاهي مي‌گردند به احراز مدرك (Bachiller)  نائل مي‌آيند.

آموزش حرفه‌اي بزرگسالان

آموزش حرفه‌اي بزرگسالان خود به آموزش در قالب برنامة LGE بصورت آموزش كار حرفه‌اي در كارگاهها و آموزش در قالب برنامة LOGSE مشتمل بر آموزش حرفه‌اي مقدماتي و پيشرفته تقسيم مي‌گردد.

هدف اصلي آموزش حرفه‌اي مبتني بر برنامه LGE، اشتغال به كار افراد بيكار است. از اين روي، آموزشهاي حرفه‌اي در زمينة كاري به اين افراد ارائه مي‌گردد. حداقل سن ثبت‌نام در اين دوره آموزشي رده سني20 سال است. از جمله برنامه‌هاي آموزش حرفه‌اي بزرگسالان در قالب برنامه LGE مي‌توان به دروس طراحي و گرافيك، توريست و هتلداري، جنگلداري، فلزكاري، برق، صنايع چوب، صنايع حرارتي و ذوب و صنايع گرمايشي و سرمايشي اشاره نمود.آموزش حرفه‌اي و تخصصي در اين بخش به افرادي كه از خلاقيتهاي حرفه‌اي برخوردار مي‌باشند،‌ ارائه مي‌گردد. معيارهاي طراحي شده براي ارائة اين نوع آموزشي بايد مناسب با ويژگيهاي بزرگسالان باشد. تركيب فعلي آموزش حرفه‌اي و تخصصي بزرگسالان به صورتي است كه امكان تحصيل در رشته‌هاي فني و حرفه‌اي را براي افراد بزرگسال فراهم مي‌آورد. با اين شرط كه اين افراد از مدرك فارغ‌التحصيلي آموزش متوسطه يا مدرك آموزش حرفه‌اي مقدماتي و يا مدرك پيش‌دانشگاهي برخوردار باشند. . با وجود اين طبق برنامة LOGSE براي آندسته از بزرگسالاني كه از اين مدارك برخوردار نمي‌باشند، آزمون پيش بيني شده است كه توسط مراجع آموزشي برگزار مي‌گردد و افراد بزرگسال ملزم به قبولي در آن مي‌باشند.به منظور ورود به دوره‌هاي مقدماتي آموزش حرفه‌اي (Cicloformativo) برخورداري از پيش نيازهايي اعم از رده سني 18 سال، برخورداري از سابقة كاري معتبر، موفقيت در اتمام برنامه‌هاي اجتماعي و قبولي در آزمون دورة تحصيلي ESO  الزامي است. گفتني است كه آزمون ارزيابي از آندسته از افرادي كه از دانش و مهارت كافي در آموزش حرفه‌اي نمي‌باشند، به عمل مي‌آيد. نتايج آزمون فوق در قالب 2 بخش علمي تكنولوژيكي و فرهنگي اجتماعي گروه‌بندي مي‌گردد. جهت حضور در آزمون ورودي دوره آموزش حرفه‌اي پيشرفته (Cicloformativo) برخورداري از رده سني 20سال الزامي است. علاوه بر اين، برخوراري از مدرك تكنسيني جهت ورود به دورة پيشرفته رشته‌هاي  حرفه‌اي الزامي است. آزمون فوق نيز خود بر 2 بخش (بخش عمومي كه از دروس مشترك با دورة پيش دانشگاهي برخوردار بوده و به سنجش استعداد داوطلبين مي‌پردازد و بخش تخصصي كه مطابق با مهارتهاي حرفه‌اي رشتة مورد نظر طراحي مي‌گردد) مشتمل مي‌گردد. آموزش حرفه‌اي و تخصصي بزرگسالان(Cicloformativo)برمبناي ساختار چرخشي سازماندهي مي‌گردد. به عبارتي اين سازماندهي چرخشي تلاشي جهت ارتقاء‌ سيستم آموزشي بزرگسالان و همكاري خلاق كليه طبقات اجتماعي در ارائة آموزش به بزرگسالان مي‌باشد.درهرمرحله ازآموزش چرخشي تشريح وسازماندهي آموزشهاي حرفه‌اي مطابق با واحدهاي مهارتي صورت مي‌پذيرد. اين واحدها به افراد بزرگسال فرصت پرداختن به آموزش و تمرينات علمي مطابق با سيستم آموزشي بصورت صحيح را براي افراد بزرگسال فراهم مي‌آورد. طي اين مرحله افراد بزرگسالي كه به موفقيتهايي در حرفه‌هاي پيشرفته نائل آيند، مدرك اين دوره اعطا مي‌گردد. محتوي آزمون فوق بر حوزه‌هاي درسي اعم از زبان اسپانيايي، زبانهاي رسمي ديگر و ادبيات جوامع مستقل، زبان خارجي، رياضيات، علوم طبيعي و علوم اجتماعي مشتمل مي‌گردد. داوطلبين به احراز مدركي از سوي رئيس كميتة ارزيابي نائل مي‌آيند. اين امتحانات دوبار در سال طي ماههاي ژانويه و سپتامبر برگزار شده و سوالات آن توسط مؤسسات آموزش بزرگسالان يا مراجع خصوصي ديگر طراحي مي‌گردد.سوالات اين آزمون اغلب برسؤالات كتبي در حوزه آموزش حرفه‌اي مشتمل مي‌گردد كه توسط وزارت فرهنگ و آموزش و ورزش ارائه مي‌گردد. در قالب اين آزمونها از توانايي‌هاي آموزشي پايه افراد بزرگسال ارزيابي عمومي به عمل مي‌آيد. مطابق برنامه LOGSE، مراجع آموزشي به سازماندهي آزمونهايي براي افراد بالاي رده سني 23سال در جهت احراز مدرك (Bachiller)مي‌پردازند. مطابق برنامه LOGSE، افراد بزرگسال بالاي رده سني 25سال از امكان حضور دردانشگاه بدون ارائه مدرك خاصي برخوردار مي‌باشند. البته با شرط قبولي در آزمون ويژه هر دانشگاهي بطور سالانه به برگزاري چنين آزموني طي اول فوريه تا 31 مارس مبادرت مي‌نمايد. زمان آزمون مي‌بايد حداقل 60 روز پيش از آغاز آزمون اعلام گردد. دانشگاهها نيز عهده‌دار مسئوليت سازماندهي آزمونها و تهية محتوي امتحانات مي‌باشند. افرادي كه در آزمون ورودي پذيرش مي‌گردند. در دانشگاه ثبت‌نام نموده و به ادامة تحصيل مي‌پردازند. برخي از مراكز دانشگاهي به ارائه رشته‌هاي پايه‌ مشتمل بر دانش و تكنيكهاي كاري مبادرت مي‌نمايند. گفتني است كه رشته‌هاي فوق در مدت زمان 6 هفته و پيش از آغاز سال تحصيلي دانشگاهي ارائه مي‌گردد. حضور در اين رشته‌ها اجباري بوده و بعنوان شرطي معتبر جهت ورود به دانشگاه محسوب مي‌گردد.اگر دردانشگاهي آموزش‌هاي فوق به داوطلبين ارائه نگردد،‌ داوطلبين به گذراندن اين دوره درساير دانشگاهها (UNED) مبادرت مي‌نمايند. در UNED آموزش‌هاي عالي و ويژه‌اي براي بزرگسالان يا افرادي كه به هر دليلي نمي‌توانند در جلسات كلاسي دانشگاه‌ها حضور يابند، تدارك ديده شده است. كليه دانشگاههاي كشور اسپانيا حداقل يك درصد و حداكثر سه درصد از ظرفيت‌هاي پذيرش خود را به افراد بالاي رده سني 25 سال اختصاص  مي‌دهند.